شصت هرتز به نظر سریع میآید. در یک دستگاه حفاری سنگ هیدرولیکی، این بدان معناست که پیستون ضربهای ۶۰ بار در ثانیه یک چرخه کامل پیشرو و برگشتی را تکمیل میکند؛ اما اینکه آیا هر یک از این ۶۰ چرخه انرژی مفیدی را به صورت مؤثر به سطح سنگ منتقل میکنند یا خیر، سؤالی کاملاً متفاوت است. عامل محدودکننده جرم پیستون یا فشار هیدرولیک نیست؛ بلکه توانایی شیر سPOOL در تغییر جهت با سرعت کافی برای هماهنگی با حرکت پیستون و جلوگیری از اختلال در فاز بین این دو مکانیزم است.
وقتی شیر پیستونی زودتر از موعد—قبل از اینکه پیستون حرکت طراحیشدهٔ کامل خود را انجام دهد—جابهجا میشود، پیستون به جای برخورد تمیز با ساقه، ضربهٔ ثانویهای به پشت سوراخ (بور) وارد میکند. این پدیدهٔ «روغن محبوسشده» انرژی را بهجای انجام کار ضربهای مفید، بهصورت گرما و ارتعاش پراکنده میکند. مته با فرکانس ۶۰ هرتز کار میکند، اما انرژی ضربهای آن معادل فرکانسی نزدیک به ۴۵ هرتز است. بنابراین طراحی با فرکانس بالا تنها دربارهٔ افزایش سرعت حرکت پیستون نیست؛ بلکه دربارهٔ حفظ همفازی بین پیستون و شیر پیستونی در فرکانسهای بالاتر است تا هر چرخه به حفاری واقعی تبدیل شود.
جفتشدن پیستون و شیر پیستونی: عامل تعیینکنندهٔ سقف فرکانس
هر سیستم ضربهای هیدرولیکی دارای محدودیت اساسی مشترکی است: اتاقهای جلو و عقب پیستون ضربهای بهصورت متناوب بین فشار بالا و فشار خط بازگشت در فرکانسی که توسط شیر سPOOL کنترل میشود، قرار میگیرند. خود شیر سPOOL بهصورت هیدرولیکی حرکت میکند—یک کانال پایلوت که توسط موقعیت پیستون فشار میآورد، معکوسسازی را فعال میکند. اگر کانال پایلوت بیش از حد زود (مقدار پیشروی بیش از حد زیاد) فشار یابد، پیستون قبل از رسیدن به نقطه طراحیشده ضربه، معکوس میشود. اگر فشاردهی بیش از حد دیر انجام شود، پیستون از نقطه مطلوب عبور کرده و روغن موجود در اتاق جلو را فشرده میکند و ضربه ثانویهای ایجاد میکند که منجر به هدررفت انرژی میشود.
پژوهشی که با استفاده از اندازهگیری سرعت پیستون مبتنی بر لیزر در فرکانس ۶۰ هرتز انجام شده است، تأیید میکند که مقدار پیشروی — یعنی اینکه چقدر زودتر اتاق سیگنال بازگشتی قبل از رسیدن پیستون به انتهای حرکت خود تحت فشار قرار میگیرد — و فشار پیشبارگذاری گاز در انباشتهکنندهٔ فشار بالا، بهصورت مشترک تعیینکنندهٔ این هستند که سیستم ضربه در حالت پایدار حرکت دورهای-یک باقی بماند یا به سمت آشوب دورهای-دو منحرف شود. فشار پیشبارگذاری بهینهٔ انباشتهکنندهٔ فشار بالا برای طراحیهای با فرکانس بالا با شیر جعبهای در محدودهٔ ۸۰ تا ۹۰ بار قرار دارد. زیر این محدوده، انباشتهکننده قادر به جذب تقاضای لحظهای جریان نیست. و بالاتر از این محدوده، دیافراگم در اثر چرخههای شارژ اضافی با خستگی شتابدار روبهرو میشود.
پیستون کوتاه در مقابل پیستون بلند در فرکانس بالا
دو هندسهٔ پیستون در طراحیهای با فرکانس بالا غالب هستند و این دو از نظر مزایا و معایب متفاوتی برخوردارند. پیستونهای کوتاه، انرژی ضربهٔ اوج بالاتری در هر ضربه تولید میکنند — که در آزمونهای کنترلشدهٔ موج تنش در فشار کاری یکسان، میانگین آن ۳۴۶ ژول اندازهگیری شده است — و بازدهی بهرهبرداری از انرژی را افزایش میدهند (تا حدود ۵۷٪ از انرژی هیدرولیک ورودی). پیستونهای بلند با فرکانس بالاتری کار میکنند (میانگین اوج آن در همان سری آزمونها ۶۲ هرتز است)، اما انرژی اوج کمتری در هر ضربه ارائه میدهند؛ در عوض، شکل پالس موج آنها برای تماس پایدار با سنگ در چاههای عمیق مناسبتر است، جایی که میرایی زنجیرهٔ میلهای، انرژی مؤثر در سر سازه را کاهش میدهد.
پیامد عملیاتی: طراحیهای کوتاهپیستون با فرکانس بالا برای حفاری روی سطح میزکار و کاربردهای صورت تونل مناسب هستند، جایی که عمق چاله محدود است و انرژی هر ضربه تعیینکننده نرخ نفوذ میباشد. طراحیهای بلندپیستون، با وجود انرژی پایینتر در هر ضربه، تحویل انرژی پایدارتری را در طول ستونهای میلهای به طول ۳۰ متر حفظ میکنند؛ در اینجا افت موج تنش اهمیت بیشتری نسبت به نیروی اوج دارد. تطبیق هندسه پیستون با کاربرد، مرحله انتخابی است که بیشتر تیمهای تأمین از آن صرفنظر میکنند.
فرکانس بالا در مقابل فرکانس استاندارد: مقایسه عملیاتی
|
پارامتر |
فرکانس استاندارد (۳۰ تا ۴۵ هرتز) |
فرکانس بالا (۵۵ تا ۶۵ هرتز) |
مواردی که فرکانس بالا برتری دارد |
|
فرکانس ضربه |
۱۸۰۰ تا ۲۷۰۰ ضربه در دقیقه |
۳۳۰۰ تا ۳۹۰۰ ضربه در دقیقه |
تمام شرایط |
|
انرژی اوج در هر ضربه |
بالاتر (سیکل کوتاه) |
کاهش هزینه به ازای هر ضربه |
استاندارد در سنگهای بسیار سخت |
|
نرخ بهرهبرداری از انرژی |
۴۵ تا ۵۰ درصد ورودی هیدرولیکی |
تا ۵۷ درصد (بهینهشده) |
HF در صورت تنظیم دقیق |
|
نرخ نفوذ |
۱٫۲ تا ۱٫۵ متر بر دقیقه (سنگ با مقاومت ۱۰۰ مگاپاسکال) |
۱٫۸ تا ۲٫۵ متر بر دقیقه (در شرایط مشابه) |
HF در سازندهای با مقاومت ۸۰ تا ۱۸۰ مگاپاسکال |
|
حساسیت آکومولاتور |
متوسط |
بالا — فشار اولیه ۸۰ تا ۹۰ بار |
استاندارد، نگهداری آسانتر |
|
تنش میله |
بار اوج سیکلی بالاتر |
افزایش تعداد سیکلها با اوج کمتر |
فرکانس بالا (HF) تأثیر ملایمتری بر بدنه میله دارد |
|
نرخ سایش درزبند |
تعداد سیکل استاندارد |
افزایش ۳۳٪ در تعداد سیکلها نسبت به واحد ۴۵ هرتزی |
فاصلههای زمانی طولانیتر استاندارد |
مزیت نرخ نفوذ واقعی است اما محدودیتهای مشخصی دارد. در فشارهای پایینتر از ۶۰ مگاپاسکال، متههای با فرکانس استاندارد از پیش بهاندازهکافی سریع نفوذ میکنند بهطوریکه افزایش نفوذ ناشی از فرکانس بالا در اثرات سقفی (ceiling effects) از بین میرود — در این محدوده، حذف برادهها (cuttings removal) بهجای انرژی ضربهای، محدودیت اصلی محسوب میشود. در فشارهای بالاتر از ۲۵۰ مگاپاسکال، هیچیک از طراحیها بهصورت کارآمد نفوذ نمیکنند؛ عمر کاربردی کاربید مته (bit carbide life) عامل محدودکننده است. محدوده ۸۰ تا ۱۸۰ مگاپاسکال جایی است که تجهیزات با فرکانس بالا، ارزش افزوده هزینهای خود را توجیه میکنند.
سیستم دوگانه جذب لرزش: حفظ تماس مته با سنگ بین ضربهها
طراحیهای با فرکانس بالا که در ۶۰ هرتز کار میکنند، فاصلهای معادل ۱۶٫۷ میلیثانیه بین ضربهها دارند. در این بازه، سر نازل باید تماس خود را با سطح سنگ حفظ کند؛ اگر سر نازل بین ضربهها بلند شود، ضربه بعدی به هوا و نه به سنگ برخورد میکند و انرژی ضربهای به بدنه دریفتر بازمیگردد. سیستم دوگانه جذب لرزش دقیقاً برای حل این مشکل طراحی شده است. این سیستم از یک پیستون جاذب لرزش و یک آکومولاتور برای نگهداشتن ابزار حفاری در برابر صورت سنگ در طول حرکت برگشتی استفاده میکند تا فشار تماس بین ضربهها حفظ شود. تحقیقات انجامشده درباره ترکیب جریان جذب لرزش و نیروی تغذیه نشان داد که بیشترین توان ضربهای بالاتر از ۴۰۰ ژول با جریان جذب لرزش در محدوده ۸ تا ۹ لیتر بر دقیقه و نیروی تغذیه ۱۵ تا ۲۰ کیلونیوتون حاصل میشود. خارج از این محدوده، انرژی ضربهای در برخی ترکیبات به زیر ۲۵۰ ژول کاهش یافت.
ساندویک RD930 فشار انباشتهکنندهٔ پایدارکننده را در ۴۰ بار و فشار قابل تنظیم پایدارکننده را در محدودهٔ ۶۰ تا ۱۱۰ بار مشخص کرده است — این محدودهها دلخواه نیستند. این مقادیر محدودهٔ عملیاتی را نشان میدهند که در آن، آداپتور ساقه در موقعیت بهینهای نسبت به پیستون در طول کل چرخهٔ فرکانسی قرار میگیرد. حفاری خارج از این محدودهها نهتنها باعث کاهش بازده میشود، بلکه سایش را از سطح تماس یکنواخت به سوی کُفهٔ راهنما و صورت ساقه منتقل میکند.

بازمحاسبهٔ بازهٔ نگهداری واشر برای واحدهای با فرکانس بالا
یک دریفتر که با فرکانس ۶۰ هرتز کار میکند، در هر ساعت کارکرد ۲۱۶۰۰۰ چرخه پیستون را تجمع میکند—که حدوداً یکسوم بیشتر از یک واحد ۴۵ هرتز در همان تعداد ساعت ضربه است. بازهٔ استاندارد ۵۰۰ ساعته برای بازرسی آببندیها که برای تجهیزات میانفرکانس اعمال میشود، بر اساس نرخهای پایینتر چرخهها توسعه یافته است. اجرای یک دریفتر با فرکانس بالا تا ۵۰۰ ساعت قبل از اولین بازرسی آببندی ضربهای، ۱۰۸ میلیون چرخهٔ اضافی پیستون را نسبت به همان بازه برای یک واحد ۴۵ هرتز میپذیرد. در محیطهای سنگهای ساینده یا دمای روغن بالاتر، آستانهٔ منطقیتر برای اولین بازرسی بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ ساعت است.
HOVOO کیتهای آببندی را برای دریفترهای با فرکانس بالا از جمله سری RD شرکت Sandvik، مدلهای با فرکانس بالای Epiroc COP و دریفترهای با فرکانس بالای تولیدی چین عرضه میکند—با ترکیبات HNBR برای کاربردهای معدنی گرم که در آن دمای بازگشت روغن از ۸۰°س افزایش مییابد. ارجاعات مدلها در hovooseal.com موجود است.
EN
AR
CS
DA
NL
FI
FR
DE
EL
IT
JA
KO
NO
PL
PT
RO
RU
ES
SV
TL
IW
ID
LV
SR
SK
VI
HU
MT
TH
TR
FA
MS
GA
CY
IS
KA
UR
LA
TA
MY