چرا واحدهای ساختوساز در این محیط ناموفق هستند؟
گرانترین اشتباه در انتخاب شکستندهنده برای معادن و سنگشکنها، خرید یک واحد از نوع ساختوساز است؛ زیرا این واحد با ماشین حامل سازگان دارد و قیمت آن مناسب به نظر میرسد. این واحد مدتی کار خواهد کرد — اما فقط برای مدت کوتاهی. شکستندهندههای ساختوسازی که در محیطهای معدنی کار میکنند، معمولاً پس از ۴۰ تا ۵۰ درصد از عمر طراحیشدهی خود از کار میافتند، زیرا برای کارهای متناوب ساخته شدهاند: مانند تخریب ساختمانها، تعمیر جادهها و حفاری فونداسیون. در یک معدن، شکستندهنده شش تا ده ساعت در روز روی سنگی که سختتر و سایندهتر از هر نوع سنگی است که در سایتهای ساختوساز یافت میشود، کار میکند. در نتیجه، درزگیرها، انباشتهکننده (اکومولاتور) و آلیاژ سیلندر برای تحمل چنین باری طراحی نشدهاند.
تفاوت مهندسی قابل اندازهگیری است. شکستندهندههای معدنی در فشار کاری ۲۰۰ تا ۲۷۰ بار عمل میکنند، در حالی که شکستندهندههای رده ساختمانی در فشار ۱۵۰ تا ۱۸۰ بار کار میکنند. این دستگاهها از مجموعههای بدنه سیلندر تقویتشده — معمولاً از فولاد آلیاژی با کیفیت بالا به جای فولاد کربنی استاندارد — و سیستمهای دوگانه ذخیرهسازی (آکومولاتور) استفاده میکنند که انرژی ضربهای را در طول کار پیوسته ثابت نگه میدارند. شکستندهندهای از رده ساختمانی که در سنگ گرانیت با فشار ۱۸۰ بار کار میکند، زمان بیشتری برای شکستن هر تکه سنگ نسبت به واحد معدنی که در فشار ۲۲۰ بار کار میکند، صرف میکند؛ همچنین سوخت بیشتری به ازای هر تن مواد پردازششده مصرف میکند و حدوداً در نیمی از ساعات کارکرد خود به حد سایش خود میرسد. صرفهجویی اولیه در هزینه در طی سال اول از بین میرود.
چرخه کار عملکرد تعیینکننده است. یک شکستدهنده که برای فواصل آببندی ۲۵۰۰ ساعته در کارهای ساختمانی متقطع رتبهبندی شده است، باید در شیفتهای معدنکاری پیوسته به ۱۵۰۰ ساعت بازرتبهبندی شود. آببندیها به دلیل نقص داشتن از کار نمیافتند — بلکه به دلیل این هستند که بار واقعی واردشده به دستگاه از حدی که در مشخصات آببندی پیشبینی شده بیشتر است، از کار میافتند. سؤال صحیح انتخابی این نیست که «کدام شکستدهنده به بیل مکانیکی مربوطه میخورد»، بلکه این است که «کدام شکستدهنده برای تعداد ساعتهایی در روز که این عملیات واقعاً اجرا میشود، رتبهبندی شده است».

نوع سنگ، فشار، ابزار و فاصله تعویض آببندی — راهنمای سریع
چهار ردیف زیر شامل رایجترین انواع سنگهایی هستند که در سنگشکنی و معدنکاری روباز مواجه میشوند، با ذکر محدوده فشار کاری مورد نیاز مواد، انتخاب صحیح چکشهای شیاری (Chisel) و فاصله واقعبینانه تعویض آببندی در شرایط کار پیوسته.
|
نوع و مقاومت سنگ |
فشار کاری |
انتخاب چکش شیاری (Chisel) |
فاصله تعویض آببندی (پیوسته) |
|
آهکی ۲۰–۱۰۰ مگاپاسکال |
۱۶۰–۲۰۰ بار |
نقطه مُیل یا چکش شیاری تخت |
۲۰۰۰–۲۵۰۰ ساعت |
|
گرانیت / بازالت ۱۰۰–۲۵۰ مگاپاسکال |
۲۱۰–۲۵۰ بار |
نقطهٔ مُوئیل؛ قطر ≥۱۶۵ میلیمتر |
۱۵۰۰–۲۰۰۰ ساعت |
|
سنگ حاوی سنگآهن ۱۵۰–۳۰۰ مگاپاسکال |
۲۳۰–۲۷۰ بار |
موئیل یا هرمی؛ سنگینترین رده |
۱۲۰۰–۱۸۰۰ ساعت |
|
سنگهای ثانویه با ابعاد بزرگتر از حد معمول (هر سختی) |
تطابق با سختی سنگ در بالا |
ابزار کند — موج ضربهای از سطح میشکند |
همانند کاربرد اصلی |
سه تصمیم انتخابی که خریداران معادن معمولاً در مورد آنها اشتباه میکنند
اولین مورد، اندازهٔ وسیلهٔ حمل در محدودهٔ مشخصشده است. برای کار در معادن، بهتر است از وسیلهٔ حمل با وزن بالاترین حد مجاز در محدودهٔ وزنی شکن استفاده شود؛ بهعنوان مثال، استفاده از وسیلهٔ حملی با وزن ۳۰ تا ۳۳ تن برای شکنی که محدودهٔ وزنی وسیلهٔ حمل آن ۲۷ تا ۳۳ تن تعیین شده است، پایداری بهتری را هنگام کار روی سنگهای بزرگ فراهم میکند و ارتعاشات ناشی از جهش (بُنج) را کاهش داده و از اتلاف انرژی ضربهای بدون شکستن سنگ جلوگیری میکند. اما استفاده از وسیلهٔ حملی با وزن ۲۷ تن روی همین شکن، اگرچه در محدودهٔ مشخصشده قرار دارد، ولی در هر شیفت تولید را کاهش میدهد.
دومین مورد، انتخاب ابزار برای شکستن ثانویه است. در ورودی غربالگر یا آسیاب، انتخاب شهودی نقطهٔ نوکدار (moil point) است، زیرا این ابزار «نفوذ میکند». اما این انتخاب برای سنگهای بزرگ اشتباه است. ابزار کُند، موج ضربهای را از طریق ماده منتقل کرده و باعث ترکخوردن از درون به بیرون میشود، نه اینکه تنها در یک نقطه حفر کند. خلاف باور رایج، ابزار کُند برای اکثر موارد شکستن مواد بزرگتر از حد مجاز بهترین گزینه است، زیرا موقعیتیابی بهتری فراهم میکند و انتقال موج ضربهای را نیز بهطور مؤثرتری انجام میدهد. یک سرپرست معدن با تجربه تفاوت این دو ابزار را اینگونه توصیف کرده است: «نقطهٔ نوکدار با سنگ بحث میکند؛ اما ابزار کُند آن را متقاعد میکند.»
سومین مورد، موجودی قطعات است. بهرهبرداریهای سنگبریِ کارآمدترین، تأمین چکشها را بهعنوان یک مسئلهٔ لجستیکی مصرفی و نه یک تصمیم نگهداری در نظر میگیرند. در گرانیت سخت، ممکن است نیاز باشد هر هفته چکشی را تعویض کرد. عملیاتی که سفارش چکش را رویدادی واکنشی در نظر میگیرند — یعنی تنها زمانی سفارش داده میشود که آخرین چکش فرسوده شده باشد — هر چند هفته یکبار نیمشیفت از زمان تولید را به دلیل انتظار برای دریافت قطعات از دست میدهند. رویکرد صحیح، نگهداری موجودی ثابتی از چکشها، ستهای آببندی و بوشینگها در کارگاه سنگبری است که اندازهٔ آن باید برای پوشش سه تا چهار دورهٔ تعویض طراحی شده باشد. این سطح موجودی ارتباط مستقیمی با ساعات تولید قابلدسترس دارد.
EN
AR
CS
DA
NL
FI
FR
DE
EL
IT
JA
KO
NO
PL
PT
RO
RU
ES
SV
TL
IW
ID
LV
SR
SK
VI
HU
MT
TH
TR
FA
MS
GA
CY
IS
KA
UR
LA
TA
MY