کارهای جادهای و پلسازی کاربردهای یکسانی نیستند
تفاوت مادی، تفاوت در ابزار و تکنیک را توضیح میدهد. آسفالت یک ماده ویسکوالاستیک است — به ضربههای سریع و مکرر با ایجاد شبکههای شکست در سطح گستردهای واکنش نشان میدهد. استفاده از چکشهای تخت با سریعترین نرخ ضربه (BPM) برای خطکشی محیطی و سپس شکستن تختههای داخلی، این خاصیت را بهطور کارآمدی بهرهبرداری میکند. بتن ساختاری متراکم، در مقابل، انرژی کافی در هر ضربه را برای گسترش ترک فراتر از پیوند سنگدانه-سیمان و در بخشهای مسلح، برای انتقال تنش از طریق شبکه میلگرد نیاز دارد. فرکانس بالا بدون انرژی کافی در هر ضربه، صرفاً سطح را فرسایش میدهد نه اینکه از عمق آن عبور کند. اپراتورهایی که از کارهای جادهای به تخریب پلها منتقل میشوند و از همان تکنیک استفاده میکنند، این موضوع را در اولین ساعت کار خود متوجه میشوند.
کار روی صفحه پل، محدودیت سومی را ایجاد میکند که هیچ ارتباطی با مقاومت بتن ندارد: خود صفحه سازه، سکویی است که دستگاه حملونقل بر روی آن قرار دارد. بکر در روی صفحه پل، هم سازه را تخریب میکند و هم برای تکیهگاه خود به آن وابسته است. ظرفیت باربری دهانه صفحه، موقعیت دستگاه حملونقل نسبت به نقاط تکیهگاهی و لرزش تجمعی ناشی از تکرار شدن ضربات تخریب در فاصله نزدیک، همه این عوامل بر وضعیت سازهای صفحه تأثیر میگذارند؛ چیزی که یک اپراتور معمولی معادن یا سایتهای جادهای هرگز مجبور نبوده دربارهاش فکر کند. اشتباه کردن در این زمینه منجر به خرابی بکر نمیشود — بلکه منجر به تضعیف سازه میگردد.

چهار وظیفه در زمینه جاده و پل — ابزار، رده بکر، یادداشت کارایی
این جدول چهار نوع وظیفه را پوشش میدهد که بیشترین حجم کارهای تخریب جاده و پل را تشکیل میدهند. ستون «یادداشت کارایی» جزئیات خاصی را ارائه میدهد که اپراتورهای وارد شده از حوزه ساختوساز عمومی معمولاً از قلم میاندازند.
|
وظیفه |
ابزار و زاویه |
انتخاب بکر |
یادداشت کارایی |
|
برداشتن آسفالت (سطح جاده) |
چکش تخت؛ زاویهٔ ۹۰ درجه نسبت به سطح؛ ابتدا برش دور تا دور و سپس پنلهای داخلی |
شکستدهندهٔ میانرده روی ماشینآلات حامل ۸ تا ۱۵ تن؛ اولویت بالای BPM نسبت به انرژی خام — آسفالت در اثر فرکانس (تعداد ضربه در دقیقه) ترک میخورد، نه از طریق ضربات سنگین منفرد |
حداکثر ۳۰ ثانیه در هر موقعیت؛ قبل از تشکیل غبار آسفالت، موقعیت ابزار را تغییر دهید — غبار عملکردی مشابه یک بافر دارد که ضربه را جذب کرده و BPM مؤثر را ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش میدهد |
|
زیراساس و اساس بتنی جاده |
نقطهٔ موئیل برای صفحات سالم؛ ابزار کند برای بخشهایی که قبلاً ترک خوردهاند و نیازی به نفوذ نیست |
میانرده تا سنگین؛ فشار کاری ۱۶۰ تا ۲۰۰ بار؛ بتن مسلح نیازمند انرژی ضربهای برای گسترش ترکها از میان آرماتور است — BPM از انرژی هر ضربه کمتر اهمیت دارد |
به آرماتورها توجه کنید: هرگاه لبهٔ چکش در حین ضربه به آرماتور برخورد کند، نیروی جانبی به ناحیهٔ پینهای نگهدارنده منتقل میشود؛ در صورت تکرار این اتفاق، پینهای نگهدارنده را پس از هر شیفت ۴ ساعته بررسی کنید |
|
برداشتن بتن سطح پل |
نقطهٔ موئیل برای شکست اولیه؛ پس از شل شدن صفحات، برای تنظیم اندازهٔ ثانویه به ابزار کند تغییر دهید |
حامل باید با هندسه صفحه بارگیری سازگان داشته باشد — قبل از قرار دادن بولدوزر سنگین روی دهانه صفحه، ظرفیت باربری آن را تأیید کنید؛ سبکترین حاملی را انتخاب کنید که جریان کافی برای شکستن فراهم کند. |
ارتعاشات به سازه صفحه منتقل میشوند؛ شکستن پیوسته در هر ناحیه ۱ متری را حداکثر تا ۹۰ ثانیه محدود کنید و سپس محل را تغییر دهید؛ ارتعاشات تجمعی میتوانند حتی در صورت اجرای صحیح عملیات شکستن، جایگاههای یاتاقانها و درزهای انبساطی را شل کنند. |
|
demolition پایهها و تکیهگاههای پل |
شکننده نوع بالایی برای شکستن عمودی و رو به پایین در سرپوش پایهها؛ شکننده نوع جانبی زمانی که حامل باید از یک کشتی یا سکوی دسترسی بهصورت افقی به محل نزدیک شود. |
کلاس سنگین؛ اولویت انرژی ضربهای بالا — بتن پایه متراکم است و اغلب ۴۰ تا ۵۰ مگاپاسکال، و گاهی اوقات فرمولهای قدیمیتر با مقاومت بالا بیش از ۶۰ مگاپاسکال است؛ زمان چرخه از عمق شکست در هر ضربه کمتر اهمیت دارد. |
کار را از بالا به پایین انجام دهید؛ هرگز بخشی از پایه را که بهطور کامل پشتیبانی یا تکیهگاهگذاری نشده است، از زیر برش نزنید — سقوط یک بخش شل بر روی حامل حادثهای غیرقابل بازیابی است. |
مشکل بالش گرد و غبار روی آسفالت و دلیل اینکه جابجایی مکان کار، این مشکل را حل میکند
یکی از اتلافهای کارایی که اپراتورهای جادهای به ندرت علت واقعی آن را تشخیص میدهند، کاهش تدریجی خروجی شکست در طول دقیقه اول کار در یک مکان است. سرچاقو سطح آسفالت را میشکند، قطعات حاصل در اطراف ابزار انباشته میشوند و مخلوط گرد و غبار و تکههای شلشده شروع به پر کردن فضای بین نوک سرچاقو و ماده سالم زیرین میکنند. این مخلوط بخش قابل توجهی از هر ضربه را جذب میکند قبل از اینکه به لایه سالم برسد — بهطور مؤثر، انرژی انتقالیافته به جبهه شکست را نسبت به تماس تازه ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش میدهد. اپراتورهایی که به دلیل «تقریباً شکستهشدن» آسفالت، در یک مکان ثابت میمانند، اغلب با اثر بالشی (کوشش برای غلبه بر این لایه میانی) مبارزه میکنند، نه با خود آسفالت. جابجایی به مکان بعدی و بازگشت به مکان قبلی پنج ثانیه طول میکشد. اما مبارزه با اثر بالشی برای تکمیل شکست در یک مکان، سی ثانیه زمان میبرد.
همان اصل در کارهای زیراساس جادهای بتنی نیز اعمال میشود، اما با یک تفاوت مهم. گرد و غبار بتن بهاندازه ذرات آسفالت تجمع نمییابد، بنابراین اثر بافری بهآهستگیتر ایجاد میشود. کاهش عملکرد در بتن احتمالاً ناشی از این است که اپراتور پس از گسترش ترک اولیه، مدت زمان طولانیتری در یک موقعیت ثابت کار میکند — در این حالت، چکششکن در مقابل مصالحی که قبلاً شل شدهاند، بهجای صفحهای سالم کار میکند. تکنیک صحیح این است که تا زمانی که اولین شبکه ترکها ایجاد شد، شکستن را ادامه داده، سپس ابزار را بلند کرده، مواد شل را با سطل پاکسازی کنیم و دوباره به کار برگردیم. اپراتورهایی که در حین انجام کار، مواد شل را بهصورت مداوم پاکسازی میکنند (بهجای اینکه بخش بزرگی را ابتدا بشکنند و سپس در پایان پاکسازی کنند) بهطور مداوم گزارش میدهند که زمان کلی چرخه کاری آنها کوتاهتر است، هرچند حرکات اضافی سطل نیز در این روش وجود دارد.
برای کار روی پل، ملاحظهای که از نظر بازدهی بر تمام جزئیات فنی اولویت دارد، موقعیتیابی ماشین است. در سطح دال پل، موضعی که بیشترین بهرهوری را دارد لزوماً نزدیکترین موضع به مصالح نیست؛ بلکه موضعی است که اپراتور از آن میتواند تماس ۹۰ درجهای بین چکش و سطح را در گستردهترین محدودهای از سطح دال بدون جابجایی حامل حفظ کند. جابجایی مکرر حامل روی دال زمانبر است، از نظر سازهای طاقتفرسا میباشد و خطر تجاوز از ظرفیت باربری دال را در مناطق انتقالی نزدیک به درزهای انبساط افزایش میدهد. یک تصمیمگیری عمدی دربارهٔ موقعیتیابی در ابتدای هر بخش از دال، در طول فرآیند شکستن (break-out) سه یا چهار دوره جابجایی مجدد را صرفهجویی میکند.
EN
AR
CS
DA
NL
FI
FR
DE
EL
IT
JA
KO
NO
PL
PT
RO
RU
ES
SV
TL
IW
ID
LV
SR
SK
VI
HU
MT
TH
TR
FA
MS
GA
CY
IS
KA
UR
LA
TA
MY