تونل جادهای کامینیکو در استان هیروشیما از میان گرانیتی با مقاومت فشاری بیش از ۲۰۰ مگاپاسکال عبور کرده و ساختمانهای مسکونی در فاصلهی ۷۰ متری بالای قوس تونل قرار دارند. در بخشهای طولانی از تونل، استفاده از انفجار امکانپذیر نبود. تیم ساختوساز به یک متهزن هیدرولیکی سنگشکن نیاز داشت که بتواند در سنگهای سخت، در سرِ پیشروی (heading) و با فضای محدود برای حرکت تجهیزات بزرگ و بدون تحمل هرگونه آسیب زمینی ناشی از لرزش در بالای تونل، ظرفیت شکلدهی به سطح آزاد (free-face) را تا ۳٫۵ متر مربع در ساعت حفظ کند.
این مجموعه محدودیتها، حفاری تونلمحور را تعریف میکند — نه صرفاً فضاهای باریکتر، بلکه یک دستورالعمل مهندسی کاملاً متفاوت. سر و صدا، پایداری در برابر لرزش در فضای محدود، کارایی شستشو در جریان هوای محدود و هندسهی بازوی حفار که پوشش کامل سطح مقطع را بدون نیاز به ماشینی فراهم کند که حتی نمیتواند از آن مقطع عبور کند. هر یک از این الزامات در مقابل سایرین کشیده میشود و یک متهزن که برای کارهای شیبدار (bench) در معدن باز مشخصشده باشد، در چندین مورد از این الزامات ناموفق خواهد بود.
محدودیت هندسی: چرا جمعوجور بودن به معنای کمبود توان نیست
دریلهای تونلی جامبو بر اساس سطح مقطعی که میتوانند پوشش دهند، و نه بر اساس ابعاد شاسینگهدارنده، طبقهبندی میشوند. یک دستگاه که برای پوشش سطح مقطعی بین ۷ تا ۳۵ مترمربع رتبهبندی شده است، نیازمند هندسهای برای بازوی حفاری دارد که بتواند تمام پروفیل سطح مقطع (سقف، کف و دیوارهها) را بدون تغییر موقعیت شاسینگهدارنده پوشش دهد. این امر مستلزم طراحی بازوی مفصلی با قابلیت نگهداری موازی است تا تیر فید (feed beam) در هر موقعیتی که بازو قرار گرفته باشد، همواره عمود بر الگوی حفاری باقی بماند.
این امر برای خود دریل سنگشکن به این معناست که باید توان ضربهای ۱۲ تا ۲۰ کیلووات را در بدنهای فشرده از نوع دریفتِر (drifter) تأمین کند. طراحی پیستون پلکانی که در برخی از دریفتِرهای مخصوص تونل به کار میرود، بهدلیل تمرکز بر چگالی توان (نه انرژی اوج) کارایی انتقال انرژی ضربهای را دقیقاً بهبود میبخشد. یک دریفتِر پلکانی ۱۵ کیلوواتی در سرآغازی با ابعاد ۳٫۵ متر × ۱٫۸ متر میتواند نفوذی پایدار معادل ۲ متر در دقیقه را در سنگی با مقاومت ۸۰ تا ۱۲۰ مگاپاسکال حفظ کند، در حالی که در شاسینگهدارندهای جای میگیرد که از گذرگاه دسترسی با ابعاد ۲٫۵ متر × ۱٫۵ متر عبور میکند.
پیکربندیهای کمارتفاع—مانند کلاس KJ212 که برای سردرهایی با ابعاد به قدری کوچک مانند ۳٫۵ متر در ۱٫۸ متر طراحی شدهاند—از بازوی تاپوشیدهشدنی بهطور خاصی استفاده میکنند تا دستگاه بتواند از مقطعی به ابعاد ۲٫۵ متر در ۱٫۵ متر عبور کرده و سپس در مقابل سطح کار، به ارتفاع کامل کاری خود باز شود. این امر نتیجهٔ تفکر پسانداز نیست؛ بلکه یک الزام اساسی طراحی برای سردرهای توسعه در معادن رگههای باریک محسوب میشود.
سر و صدا در تونل: جایی که مشخصات استاندارد به یک مسئلهٔ انطباق تبدیل میشود
حفاری آزاد سنگ در فضای باز، سطح صدایی بین ۹۵ تا ۱۱۵ دسیبل را در محل اپراتور ایجاد میکند. در سردرهای با ابعاد ۵ متر در ۵ متر، همان انرژی ضربهای راهی برای پراکندگی ندارد—صدای بازتابیده از دیوارههای بتنی یا شاتکریت، ۱۰ تا ۱۵ دسیبل اکو (پژواک) اضافه میکند. قرار گرفتن مداوم در معرض سطوح صدا بالاتر از ۸۵ دسیبل، در اکثر مقررات نظارتی معدنکاری، الزام استفاده از تجهیزات حفاظت شنوایی را فعال میکند؛ و در فضاهای بسته، زمان شیفت در صورت عبور سطح صدا از ۱۰۰ دسیبل، محدودیتهایی اعمال میشود.
طراحی کمصدا برای داربستهای ضربهای در دو سطح عمل میکند: جداسازی ارتعاشات بین ماژول ضربهای و سازهی حامل (کاهش انتقال صوت از طریق سازه به بازو و شاسی)، و خفهسازی خروجی شستشو در جایی که هوا بهعنوان محیط شستشو استفاده میشود. شستشو با آب بهطور ذاتی بخشی از صوت ضربهای را سرکوب میکند و همزمان گرد و غبار را کنترل مینماید — هر دو عاملی مهم در هنگام انجام عملیات در داخل گالری، جایی که گرد و غبار سریعتر از آنچه که تهویه میتواند آن را از بین ببرد، تجمع مییابد.
مقررات مربوط به پروژههای تونلسازی در مناطق شهری — یعنی پروژههای جادهای و ریلی که زیر مناطق مسکونی و ساختهشده اجرا میشوند — اغلب حداکثر سرعت ارتعاش را در سطح زمین (نه فقط سطح صوت در رویهی حفاری) مشخص میکنند. روشهای حفاری با سطح آزاد (Free-face) که از ضربهی هیدرولیکی بهجای انفجار استفاده میکنند، قادرند ظرفیت شکلدهی رویه را تا ۳٫۵ متر مربع در ساعت در گرانیتی با مقاومت بالاتر از ۲۰۰ مگاپاسکال فراهم کنند، در حالی که ارتعاشات سطحی را در حد مجاز نگه میدارند؛ در حالی که روشهای انفجاری این امکان را ندارند.
مشخصات داربست تونلسازی: سطح مقطع عرضی، بازو و ردهی داربست
|
سطح مقطع عرضی (متر مربع) |
نوع حامل |
پیکربندی بازو |
ردهی داربست |
عمق سوراخ / قطر |
|
3.5–12 |
دستگاه حفاری با شاسی کمارتفاع و بازوی تا شدنی روی زنجیر |
دستگاه حفاری با یک بازو، فشرده |
۱۰ تا ۱۵ کیلووات |
تا ۳٫۵ متر / ۳۵ تا ۵۱ میلیمتر |
|
7–25 |
دستگاه حفاری چهرهای با دو بازوی مفصلی |
دو بازوی مستقل |
۱۲ تا ۱۸ کیلووات |
تا ۵ متر / ۴۳ تا ۶۴ میلیمتر |
|
12–35 |
دستگاه حفاری چهرهای با دو یا سه بازو |
پوشش کامل صورت، قابل امتداد |
۱۵ تا ۲۲ کیلووات |
حداکثر ۵٫۵ متر / ۵۱ تا ۷۶ میلیمتر |
|
35–80 |
جامبوی سهبازویی، پلتفرم خدماتی |
سه بازو + قابلیت بولتزنی |
۱۸ تا ۲۵ کیلووات |
حداکثر ۶ متر / ۶۴ تا ۸۹ میلیمتر |
|
80–112 |
جامبوی سنگینبار، کابین دارای استانداردهای ROPS/FOPS |
تلهاسکوپی، هدایتشونده با لیزر |
۲۰ تا ۳۰ کیلووات |
تا ۶٫۴ متر / ۷۶–۱۰۲ میلیمتر |
یک جامبو دوبلوک که الگوی صورت حفاری با ۵۰ سوراخ را در پیشروی ۳٫۵ متری بهطور معمول پوشش میدهد، معمولاً چرخه حفاری را در سنگهای مقاوم در مدت ۲٫۵ تا ۳ ساعت تکمیل میکند. زمان چرخه در زمینهای شکسته یا دارای نفوذ رسوبات رسی بهطور قابلتوجهی افزایش مییابد که در آنها عملکردهای ضدگیرکردن بهطور مکرر فعال میشوند؛ اینجاست که کنترل خودکار پارامترها تأخیر واکنش انسانی را کاهش داده و از قفلشدن ستون حفاری جلوگیری میکند.
پایداری تحت بارگذاری با چرخههای بالا در فضای محدود
دریل سنگی که روی بازوی جامبو (Jumbo Boom) کار میکند، ارتعاش را از طریق تیر تغذیه (feed beam)، نگهدارندههای گوهای (cradle mounts) و لولههای هیدرولیکی به شاسی حامل منتقل میکند. در تونل، شاسی حامل بر روی زمین نرمی قرار ندارد تا این ارتعاش را جذب کند — بلکه بر روی بتن یا پُرکنندهای از سنگ فشرده قرار دارد که تمام ارتعاشات را منتقل میکند. ترمزهای سرویسی مرطوب چندصفحهای و ترمزهای ایستایی فنری با آزادسازی هیدرولیکی در جامبوهای مدرن تونل بهطور استاندارد تعبیه شدهاند تا از حرکت («راهرفتن») شاسی حامل در حین ضربهزنی جلوگیری شود؛ زیرا چنین حرکتی باعث تغییر موقعیت سوراخ از محل برنامهریزیشده میشود.
دقت موقعیتیابی بازو در حد ±۲ سانتیمتر با سیستمهای خودکار نگهداری موازی و همترازسازی لیزری قابل دستیابی است، اما تنها در صورتی که شاسی حامل در لحظهٔ شروع حفاری (collar) کاملاً پایدار باشد. اگر شاسی حامل در طول متر اول حفاری ۵ میلیمتر جابهجا شود، انحراف سوراخ بهگونهای تجمعی رخ میدهد که تا عمق ۴ متر به ۵۰ تا ۸۰ میلیمتر میرسد — مقداری که بر الگوی انفجار تأثیر منفی میگذارد و باعث ایجاد «بریدن اضافی» (overbreak) میشود که هزینههای اجرای بتن پاش (shotcrete) را در هر دورهٔ انفجار افزایش میدهد.

نگهداری درزبندی و مدار شستشو در شرایط تونل
دریلهای تونلی ساعات ضربهزنی را سریعتر از تجهیزات سطحی انباشته میکنند، زیرا دستگاه اغلب قادر به جابجایی بین سوراخها بهصورتی که یک دستگاه سطحی میتواند نیست. زمان کمتر حرکت دستگاه (ترامینگ) به معنای زمان بیشتر حفاری در هر شیفت است. بهویژه مدار شستشو بار سنگینتری را تحمل میکند: شستشوی آبی در سرِ تونل محدود، باعث میشود جریان برگشتی ذرات ریز حفاری را بهطور مداوم از طریق محل اتصال درزبند جعبه شستشو حمل کند، نه اینکه مانند حالت سوراخ باز روی سطح، ذرات بهصورت پاک و بدون آلودگی تهنشین شوند.
شرکت HOVOO کیتهای آببندی را برای دیفترهای تونلسازی که روی پلتفرمهای اصلی جامبو کار میکنند، عرضه میکند— از جمله مدلهایی که با مشخصات دیفترهای Epiroc، Sandvik و Montabert سازگار هستند. با توجه به نرخ سایش بالاتر جعبه شستشو در کاربردهای زیرزمینی، وجود کیت شستشو و کیت ضربهای بهصورت اجزای قابل تعویض جداگانه — نه بهصورت یک کیت ترکیبی واحد — امکان تعویض هدفمند بر اساس سایش واقعی را فراهم میکند، نه جایگزینی هر دو کیت در یک بازه زمانی یکسان. کیتهای مخصوص هر مدل در وبسایت hovooseal.com فهرستشدهاند.
EN
AR
CS
DA
NL
FI
FR
DE
EL
IT
JA
KO
NO
PL
PT
RO
RU
ES
SV
TL
IW
ID
LV
SR
SK
VI
HU
MT
TH
TR
FA
MS
GA
CY
IS
KA
UR
LA
TA
MY