در یک سیستم پنوماتیک با جابجایی ثابت، هر لیتر هوایی که کمپرسور تولید میکند و درزمان فوری توسط مته مصرف نمیشود، از طریق شیر اطمینان خارج شده و از بین میرود. در یک سیستم هیدرولیک حلقهباز بدون حسگر بار، جریان اضافی روغن نیز همین کار را انجام میدهد — یعنی از طریق شیر اطمینان به مخزن بازمیگردد و تمام آن انرژی فشاری به گرما تبدیل میشود. یک مته که در ۵۰٪ چرخه کار ضربهای اسمی خود کار میکند، در طول کل شیفت، توان کامل پمپ را مصرف میکند که نیمی از آن بهصورت گرمای هدررفته است، زیرا پمپ راهی برای کاهش خروجی خود در فازهای بیکاری ندارد.
این همان مشکل اصلی انرژی است که سیستمهای هیدرولیک با قابلیت تشخیص بار آن را حل میکنند. پمپ تقاضای واقعی مدار را تشخیص داده و تنها مقدار لازم برای مدارهای ضربهزنی، چرخش و تغذیه در آن لحظه را تولید میکند. در حین کار روی گردن (collar work)، تغییر موقعیت دستگاه و تعویض میلهها — که احتمالاً ۳۰ تا ۴۰ درصد از هر شیفت را شامل میشود — کاهش سوکت پمپ (destroke) جریان و فشار را بهطور همزمان کاهش میدهد و مصرف سوخت را در سیستمهای حلقه بسته نسبت به معادلهای حلقه باز ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش میدهد. این حاشیهای ناچیز در طول عمر تجهیزات نیست.
هیدرولیک در مقابل پنوماتیک: شکاف انرژی از نظر ساختاری است
دریلهای هیدرولیکی سنگشکن تقریباً یکسوم انرژی مصرفی دریلهای پنوماتیک معادل خود را برای حفاری در یک سازند مشابه مصرف میکنند. این ادعاي بازاریابی نیست—بلکه نتیجهٔ عدم قابلیت فشردهشدن مایع کاری است. هوا قابل فشردهشدن است: بخشی از انرژی صرف فشردهسازی آن میشود و برخی از آن انرژی در حین انبساط بهصورت گرما اتلاف میگردد. روغن هیدرولیک غیرقابل فشردهشدن است؛ بنابراین پمپ انرژی فشاری را تأمین میکند که مستقیماً به حرکت پیستون منتقل شده و اتلاف انرژی ناشی از تبدیل حداقل است. علاوه بر این، دریلهای هیدرولیکی انرژی ضربهای بیشتری در هر ضربه نسبت به مدلهای پنوماتیک معادل خود ارائه میدهند، زیرا فشار کاری بالاتر (۱۶۰ تا ۲۲۰ بار برای دریلهای هیدرولیکی در مقابل ۶ تا ۱۰ بار برای دریلهای پنوماتیک) امکان استفاده از پیستونی کوچکتر و سبکتر را فراهم میکند که دارای اندازه حرکت برابر یا بیشتری است.
دومین مزیت ساختاری این است که سیستمهای هیدرولیکی بهطور طبیعی با پمپهای حسگر بار با جابجایی متغیر ادغام میشوند. کمپرسورهای پنوماتیک با جابجایی ثابت با خروجی ثابتی کار میکنند— هیچ معادلی برای صفحهٔ شیبدار حسگر بار در کمپرسور پیچی وجود ندارد. در مقابل، پمپ هیدرولیک بیلآهنی یا دستگاه حفاری میتواند در دورههای بیکاری جابجایی خود را تا نزدیک به صفر کاهش دهد و در عرض چند میلیثانیه، هنگامی که فشار ضربهای مورد نیاز باشد، دوباره به خروجی اسمی خود بازگردد. در شرایط واقعی چرخهٔ کار، این امر منجر به کاهش ۱۵ تا ۳۰ درصدی مصرف سوخت نسبت به سیستمهای با جابجایی ثابت انجامدهندهٔ همان کار میشود.
منشأ این صرفهجوییها: چهار مکانیزم
تغییر تدریجی جابهجایی با حسگیری از بار بزرگترین سهم را در صرفهجویی انرژی به خود اختصاص میدهد—۱۵ تا ۲۰ درصد در طول یک شیفت کامل در سیستمهایی که بهخوبی با یکدیگر تطبیق یافتهاند. مکانیزم دوم، بهینهسازی مدار ضربهای است: کاهش تلفات تنظیم جریان در شیر ضربهای با گشاد کردن مجرای روغن و استفاده از طراحی پیستون با دو قطر، بازگشت داخلی را از ۵۰ تا ۵۵ درصد تبدیل هیدرولیک ورودی به ۵۶ تا ۵۷ درصد کاهش میدهد. سومین مکانیزم، مدیریت حرارت است—کاهش انرژی هدررفته به معنای سردتر شدن روغن بازگشتی است که منجر به کاهش بار روی خنککننده و کاهش تخریب ویسکوزیته میشود و در نتیجه فواصل تعویض روغن طولانیتر میشود. چهارمین مکانیزم، کارایی مدار شستوشو است: تنظیم دقیق ظرفیت پمپ آب شستوشو متناسب با تقاضای واقعی چاهک (بهجای کارکرد با ظرفیت ثابت) مصرف توان کمکی را کاهش میدهد، بهویژه در تونلها که مدار شستوشو حتی بین حفاری چاهکها نیز بهصورت مداوم در حال کار است.
مقایسه کارایی انرژی: پنوماتیک، هیدرولیک استاندارد و هیدرولیک بهینهشده
|
نوع سیستم |
ورود انرژی |
نرخ تبدیل |
تلفات فاز بیکاری |
سطح صدا |
|
چرخک سنگ فشاری |
قدرت کمپرسور |
حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد به ضربهای |
کمپرسور ثابت با ظرفیت کامل کار میکند |
۹۵ تا ۱۱۶ دسیبل A در محل اپراتور |
|
هیدرولیک استاندارد (حلقه باز) |
دیزل-هیدرولیک |
تقریباً ۴۵ تا ۵۰ درصد به ضربهای |
بایپس شیر اطمینان |
تقریباً ۵۰ درصد کمتر از پنوماتیک |
|
هیدرولیک + حسگر بار |
دیزل-هیدرولیک |
تقریباً ۴۵ تا ۵۰ درصد به ضربهای |
کاهش سوختگیری پمپ، صرفهجویی ۱۵ تا ۲۰ درصدی |
تقریباً ۵۰ درصد کمتر از پنوماتیک |
|
هیدرولیک بهینهشده (پیستون با دو قطر متفاوت) |
همان شاسی |
حدود ۵۵ تا ۵۷ درصد به ضربهزنی |
کاهش سوختگیری پمپ + کاهش تلفات داخلی |
تقریباً ۵۰ درصد کمتر از پنوماتیک |
محدوده نرخ تبدیل ۲۵ تا ۵۷ درصد اهمیت دارد، زیرا مبنای مقایسه حائز اهمیت است. در ۲۵ درصد (نیوماتیک)، شما سهچهارم انرژی ورودی را پیش از اینکه حتی یک میلیمتر از سنگ حفاری شود، هدر میدهید. در ۵۷ درصد (هیدرولیک بهینهشده)، این تلفات به ۴۳ درصد کاهش مییابد—که همچنان قابل توجه است، اما بهبود حاصل بهاندازهای است که اقتصاد فرآیند حفاری را تغییر میدهد. چاههای عمیق در سازندهای حاشیهای که با سیستمهای نیوماتیک از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه نیستند، با تجهیزات هیدرولیک کارآمد، از نظر تولیدی عملی میشوند.
هزینه سوخت در بلندمدت: اثر تراکمی
یک دریفتر هیدرولیکی ۲۰ کیلوواتی که سالانه ۲۵۰ روز، در دو شیفت و با ۴ ساعت ضربهزنی واقعی در هر شیفت کار میکند، سالانه حدود ۲۰۰۰ ساعت ضربهزنی را طی میکند. واحد تأمین توان (Power Pack) مرتبط با آن در بازهای گستردهتر از زمان ضربهزنی کار میکند—از جمله زمانهای نصب، تغییر موقعیت و ایستایی. سیستمی که از فناوری حسگر بار (Load-Sensing) بهره میبرد، در تمام ساعات غیرضربهزنی که در سیستم با جابجایی ثابت (Fixed-Displacement) در خروجی کامل مصرف میشوند، ۱۵ تا ۲۰ درصد صرفهجویی در سوخت ایجاد میکند.
با فرض تفاوت محافظهکارانهی ۱۰ لیتر در ساعت بین سیستم حسگر بار و معادل سیستم با جابجایی ثابت (با در نظر گرفتن فازهای ایستایی)، در ۳۰۰۰ ساعت کاری سالانه برای ماشینآلات حامل، این مقدار معادل ۳۰۰۰۰ لیتر دیزل سالانه است. با قیمت ۱ دلار در لیتر—عددی محافظهکارانه برای اکثر بازارهای معدنی—این مقدار معادل ۳۰۰۰۰ دلار در سال برای هر دستگاه میشود. در طول عمر ۵ ساله تجهیزات، صرفهجویی انرژی به تنهایی توجیهکننده پرداخت حقالزحمه قابل توجهی برای سیستمهای هیدرولیک حسگر بار در مقایسه با طراحیهای با جابجایی ثابت است.

وضعیت آببندی و بازده انرژی: پیوند پنهان
بازدهی انرژی هیدرولیکی در طول عمر تجهیزات ثابت نیست. در شرایط خوب، آببند پیستون ضربهای مقدار بسیار اندکی روغن را از سمت فشار بالا به سمت فشار پایین در حین ضربهٔ کاری عبور میدهد—بهطوریکه تقریباً تمام اختلاف فشار موجود برای شتابدهی به پیستون استفاده میشود. با ساییدگی آببند، جریان دور زدن (بایپس) افزایش مییابد. برای هر درصد افزایش در جریان بایپس، فشار موثر ضربه کاهش یافته و مقدار روغنی که در مدار بازگشتی به گرما تبدیل میشود افزایش مییابد. در صورتی که ساییدگی آببند به حدی پیش رفته باشد که جریان بایپس ۸ تا ۱۰ درصد ایجاد کند، کارایی درفتر تقریباً به سطح طراحیای غیربهینهشده بازمیگردد و مزایای بهبودهای اعمالشده روی سختافزار از بین میرود.
نگهداری یک دستگاه حفاری صرفهجو در انرژی با طراحی مناسب در ردهبندی کارایی تعیینشده، به این معناست که جایگزینی آببندیها را بهعنوان یک کار نگهداری عملکردی — نه صرفاً یک کار پیشگیری از نشت — در نظر بگیریم. شرکت HOVOO مجموعههای آببندی را برای مدلهای اصلی دستگاههای حفاری ارائه میدهد: پلیاورتان (PU) برای محدودههای کاری استاندارد و HNBR برای کاربردهای دمای بالا که در آن افزایش دمای روغن بازگشتی، عمر پلیاورتان (PU) را قبل از زمان تعیینشده کاهش میدهد. ارجاعات مدلها در وبسایت hovooseal.com موجود است.
EN
AR
CS
DA
NL
FI
FR
DE
EL
IT
JA
KO
NO
PL
PT
RO
RU
ES
SV
TL
IW
ID
LV
SR
SK
VI
HU
MT
TH
TR
FA
MS
GA
CY
IS
KA
UR
LA
TA
MY