روغنکاری تمام داستان است — مگر اینکه نباشد
اگر قرار است برای نگهداری چکش هیدرولیکی تنها یک کار انجام دهید، آن کار باید روغنکاری باشد. جز اینکه چکش به سنگ برخورد میکند، ناحیهای که سایش بیشتری نسبت به سایر نقاط در کارهای تخریب دارد، محل تماس ابزار با بوشینگهاست. این امر واقعیت دارد. اما تصویری ناقص نیز ارائه میدهد، زیرا روغنکاری صحیح بدون نظارت بر بوشینگها و نظارت بر بوشینگها بدون اینکه بدانیم زمان تعویض آنها چه زمانی است، همچنان منجر به خرابی زودهنگام تجهیزات میشود.
نوع روغن کاری اهمیت بیشتری دارد تا آنچه اکثر اپراتورها متوجه آن هستند. روغن کاری شاسی برای تماس با سرعت کم و زاویه کم بین سطوح صاف یا سطوح محافظتشده توسط بلبرینگ و بدون ضربه طراحی شده است. هیچیک از این شرایط، شرایط ابزار شکستدهنده هیدرولیکی که با سرعت ۴۰۰ تا ۱۴۰۰ ضربه در دقیقه کار میکند را توصیف نمیکند. روغن کاری استاندارد شاسی بهسرعت در دمای کاری شکستدهنده ذوب میشود و منجر به تماس فولاد-به-فولاد و جوشکاری میکروسکوپی بین ساقه ابزار و سوراخ بوشینگ میگردد. خمیر چیزل مولیبدنی — حاوی دیسولفید مولیبدن، ذرات مس و گرافیت — محصول مناسب است: این ذرات مانند بلبرینگهای میکروسکوپی بین سطوح میغلتند و خمیر از نظر ویسکوزیته بهقدری بالاست که تا زمان بعدی روغنکاری در جای خود باقی میماند، برخلاف روغن مایع که ظرف چند دقیقه پس از شروع کار از سطح میریزد.
همچنین موقعیت روانکاری وجود دارد که تقریباً هیچکس دربارهاش نمینویسد، اما همه کسانی که به تعمیر و نگهداری شکستدهندهها میپردازند، میدانند این موقعیت اهمیت فراوانی دارد: همیشه در حالتی که نگهدارنده (کاریر) با فشار عمودی بر ابزار وارد میشود و ابزار کاملاً باز شده است، روانکاری انجام شود. اگر روانکاری در حالتی که ابزار جمعشده است — یعنی در آن موقعیتی که ظاهراً سادهتر و تمیزتر به نظر میرسد — انجام شود، پاست روانکار بین بالای ابزار و سطح پیستون قرار میگیرد. هنگامی که پیستون در بار بعدی ضربه میزند، این پاست محبوسشده فشرده نمیشود؛ بلکه به یک «واتر جک» (جرثقیل هیدرولیکی) تبدیل میشود که منجر به ترک خوردن ابزار، پیستون یا هر دوی آنها میگردد. موقعیت صحیح تنها سه ثانیه زمان بیشتری میبرد، اما از انجام تعمیری جلوگیری میکند که هزینهاش چندین برابر بودجه سالانه روانکاری است.

بازههای نگهداری — چه کاری انجام دهیم، چگونه انجام دهیم و چرا این زمانبندی انتخاب شده است
جدول زیر پنج بازه نگهداری برای مراقبت از چکشها و بوشها را مشخص میکند، کار خاصی که در هر بازه باید انجام شود، جزئیات رویهای که تعیینکننده صحت انجام آن کار است و منبع هر توصیه را ارائه میدهد.
|
فاصله |
وظیفه |
چگونه و چرا (جزئیاتی که موفقیت را تعیین میکند) |
منبع |
|
هر دو ساعت یکبار (در حین عملیات) |
پاست چیزل یا گریس مولیبدن را روی ساقه ابزار بمالید |
گریسکاری را در وضعیت عمودی و با فشار دادن نگهدارنده به سمت پایین روی ابزار انجام دهید. برای ابزارهایی با قطر تا ۷۵ میلیمتر، ۱۰ تا ۱۵ بار پمپاژ کنید؛ و برای ابزارهایی با قطر بیش از ۱۰۰ میلیمتر، ۲۰ بار پمپاژ کنید. هرگز در حالت عقبنشینی ابزار گریسکاری نکنید — زیرا پاست بین سطح پیستون و بالای ابزار ترک خواهد خورد و یکی یا هر دوی آنها را آسیب میرساند. |
راهنمای میدانی ضربهزنهای گوریلا؛ راهنمای نگهداری شرکت BEILITE |
|
آغاز هر شیفت (روزانه) |
بازرسی بصری: روغن اطراف ابزار، وضعیت لولهها، محکم بودن پیچها؛ بررسی نوک چیزل از نظر تشکیل قارچی یا ترکخوردگی؛ اطمینان از اینکه سرپوش گریسکاری انسداد نداشته باشد |
یک بررسی پنجدقیقهای در آغاز روز میتواند ساعاتی از توقفها و تعمیرات را ذخیره کند. از پارچهای بدون پرز برای پاککردن ساقه ابزار استفاده کنید — وجود برادههای براق فلزی در گریس نشاندهنده آغاز سایش بوش است. |
راهنمای خدمات Pit & Quarry / Brokk |
|
هفتگی (هر ۵۰ ساعت) |
گشتاور پیچهای عبوری را به مقدار مشخصشده تنظیم کنید؛ بازرسی شکاف لاستیکی (بُشینگ) را انجام دهید؛ سطح خارجی ش Broaker را تمیز کنید؛ اتصالات لولهها را از نظر سایش بررسی کنید |
بررسی شکاف لاستیکی (بُشینگ): سعی کنید یک مته به قطر ۳/۱۶ اینچ (≈۵ میلیمتر) را بین ساقه ابزار و بُشینگ بلغزانید. اگر مته وارد شد، بُشینگ به حد سایش خود نزدیک شده است. قبل از اینکه شکاف به حداکثر حد سایش برسد، بُشینگ را تعویض کنید — زیرا در صورت شلبودن ابزار، ضربه به پیستون با زاویهای وارد میشود. |
راهنمای سایش بُشینگ در معادن و شنو gravel |
|
ماهانه (هر ۲۰۰ تا ۲۵۰ ساعت) |
خارجکردن چیزل؛ بازرسی ساقه از نظر خراشها و سایش شیار پین نگهدارنده؛ اندازهگیری قطر داخلی بُشینگ در سه ارتفاع مختلف؛ بررسی فشار نیتروژن آکومولاتور |
اندازهگیری بُشینگ: مقادیر را در فاصلهٔ ۵۰ میلیمتری از پایین، در مرکز و ۵۰ میلیمتری از بالا ثبت کنید. بُشینگ را در صورت رسیدن شکاف به ۱٫۰ میلیمتر تعویض کنید — نه در ۱٫۵ میلیمتر که نقطهٔ خرابی است، نه نقطهٔ تعویض. همچنین رنگ روغن را بررسی کنید: سیاه = تجزیه حرارتی؛ کرمی = آلودگی با آب — قبل از ادامهٔ کار، روغن را تعویض کنید. |
راهنمای نگهداری BEILITE |
|
در زمان تعویض (در حد سایش) |
شمشیر را جایگزین کنید وقتی نوک آن بیش از حد مجاز سایش سازنده اصلی (OEM) قارچمانند شده باشد، وقتی ساقه دارای تغییر رنگ آبی/قرمز ناشی از حرارت باشد یا هرگونه ترکی در هر مکانی قابل مشاهده باشد. |
تیز کردن توصیه نمیشود — زیرا این کار هندسه ابزار را تغییر داده و ناحیه سختشده در نوک را حذف میکند. شمشیری که دوباره زنی شده است، هسته نرمی را در نوک خود آشکار میسازد: این شمشیر در عرض چند ساعت روی گرانیت قارچمانند میشود. هنگامی که شمشیر وارد میشود، تمام مجموعه نیز جایگزین میشود: پینهای نگهدارنده جدید، بازرسی درز آببند گرد و غبار جدید، و اعمال روغن کاری جدید روی هر سطح تماس. |
راهنمای جایگزینی شمشیر BEILITE و Huilian |
زنجیره واشر–شمشیر — چرا سایش یک قطعه منجر به از بین رفتن هر دو میشود
رابطه بین سایش بوش و عمر چکشکاری یکطرفه و شتابدار است. وقتی شکاف بوش در محدوده مشخصشده باشد، ابزار بهدرستی کار میکند: پیستون بهصورت عمودی و دقیق به سطح تخت انتهای چکش برخورد میکند، تمام انرژی ضربه به ماده منتقل میشود و ساقه با نرخی قابلپیشبینی و تدریجی ساییده میشود. اما هنگامی که شکاف بوش از نقطه تعویض فراتر رود — که شرکت BEILITE آن را ۱٫۰ میلیمتر (نه ۱٫۵ میلیمتر) تعیین کرده است — ابزار در هر ضربه لرزش پیدا میکند. در این حالت پیستون دیگر بهصورت عمودی بر ابزار برخورد نمیکند؛ بلکه با زاویهای کوچک به آن برخورد میکند. این زاویه در هر ضربه بار جانبی ایجاد میکند که تنش را در منطقه تماس ساقه و بوش و همچنین روی سطح پیستون متمرکز میسازد. عدم همترازی باعث میشود پیستون با زاویهای به ابزار برخورد کند و در نتیجه به پیستون آسیب وارد شده یا ابزار از کار بیفتد.
دنبالهی خرابی قابل پیشبینی است. سایش بوشینگ تا ۰٫۸ میلیمتر افزایش مییابد — ابزار هنوز کار میکند، اما کمی کارایی کمتری دارد. این مقدار به ۱٫۰ میلیمتر میرسد — نقطهی جایگزینی؛ اما اکثر اپراتورها در این مرحله اقدامی نمیکنند، زیرا شکستدهنده هنوز به نظر کاربردی میآید. این مقدار به ۱٫۵ میلیمتر میرسد — حد نهایی سایش — در این حالت لرزش ابزار بسیار شدید میشود و بار جانبی افزایشیافتهی وارد بر سطح پیستون، باعث ایجاد ترکهای ریز در فولاد میگردد. تا زمانی که اپراتور علائم مشکل را مشاهده کند — نوسان در نرخ ضربهزنی (BPM)، تغییر در صدای ضربه، یا خطوط سایشی قابل مشاهده روی سطح پیستون — آسیب از پیش ایجاد شده است. نقطهی جایگزینی ۱٫۰ میلیمتری دقیقاً برای تشخیص بوشینگ قبل از آسیبرساندن به پیستون تعیین شده است، نه برای نشاندادن لحظهای که خود بوشینگ بالاخره دچار خرابی شده است.
عملیات در شرایط سرد اضافه کردن خطر خاصی را به همراه دارد که برنامههای نگهداری مستقل از دما از آن غافل میشوند. چکش سرد شکننده است — فولاد ۴۲CrMo در دمای زیر صفر دارای مقاومت ضربهای کاهشیافتهای است، بهویژه در نوک آن که منطقه سختشده نازکترین است. استفاده از چکش با بیشترین فرکانس علیه مواد سخت با ابزار سرد میتواند منجر به شکستگی نوک یا ترکهای جانبی شود که در دمای کاری عادی رخ نخواهند داد. رویه صحیح راهاندازی در شرایط سرد، پنج دقیقه کار با فرکانس پایین علیه زمین نرم — نه آسفالت و نه بتن — برای افزایش دمای فولاد قبل از اولین ضربه قوی است. این امر پنج دقیقه به زمان شروع شیفت اضافه میکند و از ترک خوردن چکش هنگام اولین سنگ بزرگ صبح جلوگیری میکند.
EN
AR
CS
DA
NL
FI
FR
DE
EL
IT
JA
KO
NO
PL
PT
RO
RU
ES
SV
TL
IW
ID
LV
SR
SK
VI
HU
MT
TH
TR
FA
MS
GA
CY
IS
KA
UR
LA
TA
MY