
چسباندن شویده دختهای O-ring نمیتوان آن را صرفاً با «ماده + ابعاد + سختی» انتخاب کرد. در شرایط کارکرد در خلأ، شکست در آببندی اغلب بهسادگی نشت نیست، بلکه بار گازی است که ترکیبی از نشت واقعی، نفوذپذیری لاستیک، آزادسازی گاز از ماده، آلودگی سطحی، تبخیر روغن روانکننده و تخلیه ساختار شیار ایجاد میکند. برای مشتریان خلأ بالا، خلأ فوقالعاده بالا، نیمههادیها، آبزنی، طیفسنجی و حفرههای نوری، استراتژی پاسخ باید از «آیا میتواند فشار را تحمل کند؟» به «آیا میتوان کل بار گازی و خطر آلودگی را کنترل کرد؟» ارتقا یابد.
واشرهای هیدرولیکی و پنوماتیک معمولی عمدتاً به تفاوت فشار، مقاومت در برابر سایش و سازگاری با محیط توجه دارند؛ اما واشرهای خلأ باید بیشتر بر روی موارد زیر تمرکز کنند:
اول، نشت واقعی. فلنج، شیار، خراشها، علامتهای ماشینکاری و ذرات محبوسشده مسیر ریزی به سمت بیرون حلقه آببند ایجاد میکنند. گاز از این شکاف کوچک راحتتر از مایع نشت میکند؛ بنابراین در آببندی خلأ باید توجه ویژهای به کیفیت سطح تماس آببند شود. پارکر ماده آببندی خلأ بهوضوح نشان میدهد که سطح گاز یا زبری سطحی شیار آببندی خلأ بسیار حساس است و توصیه میشود سطح تماس آببند از درجه ۱۶ RMS استفاده کند و خطوط پردازش عمودی را که از روی خط آببندی عبور میکنند، اجتناب نماید.
دوم، نفوذ. حتی در غیاب عیوب مکانیکی، گاز میتواند با نفوذ از طریق ساختار کشسان به سمت سوی خلأ پایین، بار گازی قابل توجهی ایجاد کند. دستورالعملهای فنی شرکت کورت جی. لسکر بیان میکند که نفوذپذیری الاستومر اجازه میدهد گاز در فشار پایین منتشر و منبسط شود؛ سرعت نفوذ با دما، فشار، نوع گاز و نوع الاستومر تغییر میکند؛ پفایفر نیز اشاره میکند که حلقههای آببندی الاستومری ذاتاً نفوذپذیری بالاتری دارند و حتی زمانی که سیستم دارای نشتی مشخصی نباشد، خود حلقههای کشسان ممکن است بر فشار حدی خلأ تأثیر بگذارند.
سوم، آزادسازی گاز و مواد فرار. مواد با جرم مولکولی پایین، نرمکنندهها، بقایای نپخته و رطوبت جذبشده در حلقههای O شکل پس از قرار گرفتن در خلأ بالا، آزاد میشوند. انبار دادههای آزادسازی گاز مواد ناسا از روش ASTM E595 برای ارزیابی افت کلی ماده (TML) و مواد فرار قابل تقطیر مجدد (CVCM) در محیط خلأ واقعی استفاده میکند؛ مقادیر راهنمایی رایج عبارتند از: TML ≤ ۱٪ و CVCM ≤ ۰٫۱٪؛ اما این معیار پاسخی کلی برای تمیزکاری صنعتی است و نه الزامی دقیق برای تمام سناریوهای خلأ صنعتی.
چهارم، آلودگی. صنایع نیمههادی، آبکاری، طیفسنجی و آینههای نوری بیشتر از «نشت کمی گاز» نگران مواد فرار هستند که روی سطوح وافرها، اهداف، لنزهای نوری، نقاط تماس و حفرههای تحلیلی رسوب میکنند. پارکر نشان میدهد که در محیط خلأ، برخی از انواع روغنهای ترکیبی الاستومری یا اجزای تشکیلدهندهٔ آنها ممکن است جابهجا شده و لایههای نازکی روی سطوح مجاور ایجاد کنند و باعث کاهش کیفیت سطوح حساس شوند.
پیش از انتخاب، باید ابتدا سه شاخص را از مشتری استعلام نمود:
تجهیزات خلأ پایین و خلأ اولیه میتوانند بار گازی نسبتاً بزرگتری را تحمل کنند؛ اما تجهیزات خلأ بالا فراتر از سیستمهای خلأ بالا نسبت به این محدودیت نفوذ حساس خواهند بود. مثال پفایفر نشان میدهد: در فلنج ISO-K با قطر اسمی ۵۰۰ میلیمتر، حلقه آببندی الاستومری FKM در شرایط خلأ هوایی و رطوبت ۶۰ درصدی، بار گازی نفوذی میتواند به مانع تعیینکننده فشار حدی تبدیل شود و اشاره میکند که بار گازی نفوذی حلقههای آببندی الاستومری FKM میتواند به مقداری در مرتبه ۴×۱۰⁻⁷ پاسکال·متر مکعب بر ثانیه برسد.
تشخیص نشت خلأ معمولاً از واحدهای میلیبار-لیتر بر ثانیه یا واحد اسآی پاسکال-مترمکعب بر ثانیه استفاده میکند. دستورالعملهای نرخ نشت شرکت پفایفر نیز یادآوری میکنند که واحد رایج در تشخیص نشت با هلیوم، میلیبار-لیتر بر ثانیه یا پاسکال-مترمکعب بر ثانیه است. دادههای تشخیص نشت شرکت لایبولد نشان میدهد که تحمل سطوح مختلف خلأ نسبت به نشت تفاوت بسیار زیادی دارد؛ در خلأ پایین میتوان از عدم آببندی کامل نیز عبور کرد. بهعنوان مثال: نرخ نشتی کمتر از ۱۰⁻⁷ میلیبار-لیتر بر ثانیه را «گازبند» مینامند و نرخ کمتر از ۱۰⁻¹۰ میلیبار-لیتر بر ثانیه نزدیکتر به عبارت «آببندی مطلق» است.
آزمون افزایش فشار میتواند بار کل گاز را از طریق افزایش فشار در واحد زمان در ظرف تخمین بزند؛ اگر منحنی افزایش فشار به سمت واگرایی تمایل داشته باشد، احتمال نشت واقعی بیشتر است؛ اگر منحنی به سمت خط مستقیم میل کند اما همگرایی آن آهستهتر باشد، احتمال بار گاز بیشتر است. مقایسهٔ لایبولد از آزمون افزایش فشار و تفاوتهای منحنی نفوذپذیری/تولید گاز نیز صراحتاً بیان شده و اشاره شده است که برای تشخیص دقیق بار گاز زیر ۱۰⁻⁶ میلیبار·لیتر بر ثانیه معمولاً از ابزارهای تشخیص نشت هلیوم استفاده میشود.
rubber فلورین افکیام یکی از رایجترین لاستیکهای خلأ است O-ring مواد، مناسب برای اکثر تجهیزات خلأ بالا، ابزارها، تجهیزات پوششدهی، رابطهای پمپ خلأ، پنجرههای مشاهده، آبسترهای استاتیک فلنج KF/ISO و غیره. کورت جی. لسکر اشاره میکند که FKM یکی از پراستفادهترین الاستومرها برای درزبندی خلأ است و مقاومت خوبی در برابر دماهای بالا، اوزون، اکسیژن و سازگاری با انواع روغنها و حلالها دارد و نفوذپذیری گازی نسبتاً پایینی دارد، اما عملکرد آن در دمای پایین عموماً ضعیفتر است.
در انتخاب FKM باید بر «FKM درجه خلأ» یا «FKM با تخلیه گاز کم» تأکید شود، نه FKM صنعتی معمولی. FKM معمولی، اگر پساز واکرسیشدن کافی نباشد، عامل جداکننده قالب روی سطح داشته باشد یا مواد فرار یا آلودگی ناشی از بستهبندی در آن وجود داشته باشد، ممکن است همچنان باعث تخلیه گاز بیشتر در سیستمهای خلأ شود.
موارد کاربرد: حفرههای خلأ بالا، تجهیزات پوششدهی، ابزارهای آزمایشگاهی، رابطهای پمپ خلأ، حفرههای کمکی معمولی نیمههادیها.
نقاط ریسک: یونهای قوی، فرآیند خورندگی شدید، پخت دمای بالا، تجهیزات طیفسنجی نوری با سطح بالایی از پاکی، نیازمند بررسی بیشتر یا ارتقا.
ففکام (پرفلوروالاستومر) برای کاربردهای دمای بالا، خورندگی شدید، پلاسما، آشیانسازی و رسوبدهی نیمههادی مناسب است. توضیحات کورت جی. لسکر دربارهٔ کالرز ۴۰۷۹ اشاره میکند که این ماده در بسیاری از محیطهای فرآیندی نیمههادی، هم خشک و هم مرطوب، بهکار میرود و مقاومت شیمیایی و پایداری حرارتی عالی دارد و در معرض پلاسمای واکنشپذیر، افت نسبتاً کمتری نشان میدهد.
موارد کاربرد: آشیانسازی نیمههادی، CVD/PVD، ALD، گازهای فرآیندی خورنده، چرخههای مکرر پخت دمای بالا.
نقاط ریسک: قیمت بالا؛ تفاوتهای فرمولاسیونهای مختلف ففکام بسیار زیاد است و باید درجات مورد نیاز مانند برابری یونهای فلزی، کمفلز، کمذرات و کمگازدهی بهطور دقیق مشخص شوند.
اِپدیام برای آب، بخار، اُزُن و برخی محیطهای رادیولوژیکی مناسب است. مواد آببندی خلأ شرکت پارکر توصیه میکند که در آب گرم، بخار یا زمانی که تابش وجود دارد، از اِپدیام استفاده شود. کورت جی. لسکر نیز اشاره میکند که اِپدیام مقاومت خوبی در برابر آب، بخار، اُزُن، پیرشدن آبوهوایی، روغنهای معدنی، سوخت و سیالات هیدروکربنی دارد، اما در برابر روغن مقاوم نیست.
سناریوهای کاربردی: بخار آب بهطور نسبی فراوان، اُزُن، تمیزکردن با بخار، محیطهای رادیولوژیکی جزئی.
نقاط خطر: تماس با روغن پمپ خلأ، حلالهای هیدروکربنی و مهروغن در مواقعی که کاربرد ندارد.
کاوچوک نیتریل (NBR) در آببندی خلأ با قیمت پایین رایج است و برای خلأ معمولی، خلأ پایین، آببندی درهای تجهیزات عمومی و محیطهای غیراستریل مناسب است. اما این ماده برای خلأ بالا یا خلأ فوقالعاده بالا ترجیح داده نمیشود. کورت جی. لسکر اشاره میکند که NBR یکی از مواد استاندارد با هزینه نسبتاً پایین در کاربردهای خلأ است، اما نرخ نفوذپذیری آن در برابر بخار آب حدوداً بیست برابر FKM است و در فرآیندهای اکسیژن یا پلاسمای اکسیژن نباید استفاده شود.
موارد کاربرد: خلأ نامنظم، خلأ پایین، تجهیزات ماشینی عمومی، تجهیزات حساس به هزینه.
نقاط خطر: بخار آب، اوزون، یونهای اکسیژن، نیاز به تمیزی بالا، محدودیت فشار خلأ بالا.
لاستیک سیلیکونی مقاوم در برابر دمای پایین، نرم و مناسب برای برخی کاربردهای آببندی در دمای پایین یا کاربردهایی که حساسیت به آلودگی کم است، اما در سیستمهای خلأ بالا باید احتیاط کرد. کورت جی. لسکر اشاره میکند که نرخ نفوذپذیری بخار آب لاستیک سیلیکونی حدود ۲۰۰ برابر لاستیک FKM است و ممکن است پس از قرار گرفتن طولانیمدت در دمای بالا، دچار کاهش کشسانی، سختشدن و مشکلات چسبندگی شود.
موارد کاربرد: دمای پایین، نیاز به نرمی بالا، درجه خلأ غیربالارده، و پذیرش ریسک آلودگی.
نقاط خطر: نفوذ بخار آب، مواد فرار، آلودگی نیمههادیها و اپتیک، و فشردگی طولانیمدت در دمای بالا.
نرخ نفوذپذیری گاز در کائوچوی بوتیل پایین است و این ماده در سیلبندی خلأ سنتی از ارزش بالایی برخوردار است. مواد پارکر توضیح میدهد که کاربرد بلندمدت کائوچوی بوتیل در سیلبندی خلأ عمدتاً به دلیل مقاومت عالی آن در برابر نفوذ گاز، همراه با نرخ پایین گازدهی، افت جرم کم و مقاومت خوب در برابر رطوبت است. با این حال، سازگانی کائوچوی بوتیل با دماهای بالا، محیطهای شیمیایی، تابشهای یونیزهکننده و فرآیندهای صنعتی گستردهتر از FKM/FFKM نیست و نیازمند ارزیابی کاربردی مربوطه است.
سناریوهای کاربردی: خلأ ایستا، اولویت بالا برای نفوذپذیری گاز پایین، دما و محیط شیمیایی متعادل.
نقاط ریسک: دماهای بالا، اسیدها، اکسیدکنندههای قوی، اوزون و فرآیندهای ویژه.
اگر مشتری به خلأ بسیار بالا، پخت بلندمدت در دمای بالا، تمیزی شدید، تابش قوی، نفوذپذیری افراطی یا فشار حدی بسیار پایین نیاز داشته باشد، باید از آببندیهای فلزی مانند واشرهای مسی CF، سیم ایندیوم، الاستومر، حلقههای C فلزی و حلقههای O فلزی استفاده کرد. پفایفر بهطور صریح بیان میکند که در کاربردهای خلأ بالا، عمر طولانی، بار تابشی بالا یا نیاز به نرخ نفوذپذیری افراطی، باید از عناصر آببندی فلزی بهجای الاستومر استفاده شود.
میزان فشردگی حلقههای O خلأ مستقیماً بر نرخ نشت تأثیر میگذارد. دستورالعملهای آزمایش حلقههای O خلأ شرکت پارکر نشان میدهد که در آببندی سطحی، افزایش میزان فشردگی بهوضوح نشت را کاهش میدهد؛ این اثر از طریق افزایش طول مسیر عبور گاز، کاهش مساحت سطح ورود گاز و بهبود پرکردن نقصهای ریز سطح فلزی توسط لاستیک ایجاد میشود.
اما نسبت فشردگی هرچه بیشتر، بهتر نیست. فشردگی بیش از حد میتواند باعث فشردگی بیش از حد حلقه O شود، نرخ پر شدن شیار بیش از حد بالا رفته، فضای کافی برای انبساط حرارتی وجود نداشته، تغییر شکل دائمی فشردگی سریعتر افزایش یابد و در ادامه نشت معکوس رخ دهد؛ پارکر همچنین یادآوری میکند که فشردگی افراطی میتواند باعث شود فشار حلقه O را بیش از حد فشرده کند؛ اگر برای افزایش نسبت فشردگی از شیار کمعمق استفاده شود، شیار باید فضای کافی برای جای دادن حجم حلقه O داشته باشد.
در عمل این را میتوان اینگونه درک کرد:
شرایط کار |
ایدهی توصیهشده برای نسبت فشردگی |
سطح آببندی خلأ ایستا معمولی |
بیشتر طراحیها در محدودهٔ ۲۰ تا ۳۰ درصد قرار میگیرند |
سطح آببندی خلأ با فشار بسیار پایین |
میتوان به سمت نسبت فشردگی بالاتر میل کرد، اما باید نرخ پر شدن شیار و انبساط حرارتی بررسی شوند |
آببندی خلأ شعاعی |
کنترل نشت در آن سختتر از آببندی سطح انتهایی است و باید به روانکاری، سطح و هممحوری توجه ویژه شود |
آببندی خلأ پویا |
استفادهٔ ساده از شیارهای ایستا توصیه نمیشود؛ در صورت لزوم باید از پمپاژ دوکاناله یا ساختار مخصوص درزبندی استفاده کرد. |
در جدول طراحی شیارهای صفحهای خلأ شرکت پارکر، نرخهای فشردگی حلقههای او-رنگ با مقاطع مختلف تقریباً در بازهٔ ۱۹ تا ۳۲ درصد قرار دارند؛ ابعاد دقیق باید بر اساس مقطع حلقه، عمق شیار، عرض شیار و جهتگیری خلأ (داخلی یا خارجی) و شکل مونتاژ محاسبه شوند.

آنچه درزبندی خلأ بیش از هر چیز از آن میترسد، خراشها و ردپای ابزار روی خط درزبندی است. حتی اگر مادهٔ حلقهٔ او-رنگ مناسب باشد، وجود ردپای شیارهای برشعمیق، خراشها یا ردپای ذرات روی سطح فلنج نیز میتواند «نشت نامرئی» ایجاد کند.
پارکر توصیه میکند که سطح فلنج درب خلأ بهصورت دورانی ماشینکاری شود و خطوط ماشینکاری عمود بر خط آببندی حلقه O شکل اجتناب شود. کورت جی. لسکر نیز اشاره میکند که آسیبدیدن سطح فلزی یا شیشهای در امتداد خط تماس حلقه O، از خراشهای ابزار تا لبه بیرونی که به سمت سمت خلأ منتهی میشود، میتواند باعث نشتی شود.
توصیههای عملی:
سطح تماس آببندی باید بهوضوح با پارامتر زبری مشخص شود و نباید تنها عبارت «پرداخت ماشینی» ذکر گردد. برای آببندی صفحهای در خلأ بالا میتوان از درجه ۱۶ RMS استفاده کرد؛ اگر در نقشه از واحد Ra استفاده شده باشد، باید روش تبدیل و پذیرش آن با مشتری هماهنگ شود و نباید RMS و Ra بهصورت مکانیکی معادل در نظر گرفته شوند. کف شیار، دیوارههای شیار و سطح ترکیبی فلنج باید از نظر وجود لبههای تیز، نشانههای برش، حفرههای خوردگی و فرورفتگیهای ناشی از ذرات درشت بازرسی شوند.
درزبندی ساکن خلأ بهتر است ابتدا از درزبندی سطحی (درزبندی صفحهای) استفاده کند. درزبندی سطحی بهراحتی فشردگی پایدار را ایجاد میکند و همچنین برای تشخیص هلیوم و پاکسازی نیز آسانتر است. پارکر توصیه میکند که برای درزبندی ساکن خلأ، اولویت با درزبندی سطحی با شیار یا درزبندی صفحهای باشد و از درجه خلأ مناسب و میزان فشردگی بالاتری استفاده شود؛ در صورتی که استفاده از درزبندی شعاعی یا درزبندی مسیری ضروری باشد، عملکردی بهاندازه درزبندی سطحی ارائه نمیشود.
شیارهای دندانهای برای درها، درزبندی عمودی و کاهش زمانهای نگهداری مناسب هستند و ویژگی اصلی آنها مساحت کوچک اشغالی است، اما در برابر انبساط حرارتی و مقاومت ماده در برابر حلالها مناسب نیستند. پارکر همچنین اشاره میکند که کاربرد شیار دندانهای در صنایع خارج از میکروالکترونیک کمتر است، زیرا ویژگیهای شکلی آن حجم قابلاجازه، محدوده دمایی، تحمل و وضعیت حلپذیری کیفیت را بیشتر تحت تأثیر قرار میدهد.
دو حلقهٔ O شکل بهطور طبیعی برتر نیستند، کورت جی. لسکر بهوضوح تأکید میکند که اگر بین دو حلقهٔ O شکل هیچ پمپاژ تفاضلی وجود نداشته باشد، استفاده از دو حلقهٔ O شکل لزوماً بهتر از یک حلقهٔ O شکل نیست؛ برای شیرهای دربی خلأ بالا، اتاقک بارگیری (لوَد لاک)، و شیرهای گیت نیمههادی میتوان از ساختار پمپاژ «دو حلقهٔ O شکل + شیار پمپاژ میانی» استفاده کرد، اما این مربوط به طراحی سیستم است و نه صرفاً افزودن یک حلقهٔ اضافی.
«گازدهی پایین» نام ثابتی برای یک لاستیک خاص نیست که بهطور طبیعی حفظ شود، بلکه نتیجهٔ توأم سیستم ترکیبی + فرمولاسیون + سیستم واکرسی + پخت پساز عملیات + تمیزکاری + بستهبندی + کنترل سری تولید است.
دادههای خروج گاز از ناسا توضیح میدهد که استاندارد ASTM E595 برای اندازهگیری TML و CVCM در محیط خلأ به کار میرود و میتواند برای تأیید عملکرد پایین خروج گاز مواد استفاده شود. دادههای مواد با خروج گاز پایین ناسا از شرکت پارکر شِمومریکس نیز توضیح میدهد که استاندارد ASTM E595 مقادیر TML و CVCM را اندازهگیری میکند و مقادیر راهنما در کاربردهای ناسا معمولاً عبارتند از: TML ≤ ۱٪ و CVCM ≤ ۰٫۱٪.
باید از تأمینکننده در زمان خرید این موارد خواسته شود:
مورد |
چرا اهمیت دارد؟ |
درجه مواد / کد ترکیب |
نمیتوان تنها FKM، FFKM یا EPDM را نوشت |
سختی بر اساس مقیاس شور A |
بر نیروی فشار، نیروی نصب و بازیابی آببندی تأثیر میگذارد |
شرایط پساز واژگونی |
کاهش باقیماندههای مولکولی پایین و خروج گاز |
سوابق پختن در خلأ |
به کاهش خروج گاز اولیه کمک میکند، اما ممکن است ابعاد و عملکرد در دمای پایین را تغییر دهد |
استاندارد ایاستیام ای۵۹۵ یا دادههای مشابه در مورد تبخیر در خلأ |
برای ارزیابی میزان تبخیر کل و تبخیر قابل فشردهشدن و همچنین احتمال بوجود آمدن رطوبت تقطیری بهکار میرود |
سیستمهای ردیابی دستهها |
مشتریان صنایع نیمههادی، ابزار دقیق، هوافضا و پزشکی معمولاً این الزام را دارند |
بستهبندی تمیز |
جلوگیری از آلودگی ذرات، تماس دست، آلودگی روغن و آلودگی روغن سیلیکونی |
پارکر همچنین یادآوری میکند که پختن در خلأ میتواند به حذف مواد فرار باقیمانده کمک کند، اما ممکن است منجر به انقباض حلقههای او (O-ring) شود و عملکرد کشسانی و دمای پایین آنها را تغییر دهد. بنابراین نمیتوان «پختن تنها یکبار» را بهسادگی بهعنوان فرآیندی بدون ریسک در نظر گرفت؛ بلکه باید تغییرات ابعادی، تغییرات سختی و تغییر شکل دائمی تحت فشار را تأیید کرد.
در سیستمهای خلأ، روغنهای دست، گرد و غبار، الیاف، عامل رهاکننده قالب، آلودگی ناشی از روغن، باقیماندهی عامل پاککننده همه میتوانند بهعنوان منبع بار گازی یا نقطهی نشت عمل کنند. توصیههای کورت جی. لسکر برای پاکسازی در خلأ بالا اشاره میکند که منابع آلودگی قطعات خلأ شامل مایع خنککنندهی ماشینکاری، تماس دست انسان و انبارش نامناسب، آلودگیهای محلول در آب، مایع صابونی، رطوبت و باقیماندهی الکل هستند و در نهایت باید از خشککردن حرارتی و بستهبندی مناسب استفاده شود.
توصیههای عملی برای اجرا:
پیش از نصب، مستقیماً به حلقههای O و سطوح آببندی دست نزنید. از دستکشهای بدون پرز، پارچهی غیربافتی، حلالهای پاک، یا ابزارهای تثبیتکنندهی اختصاصی استفاده کنید. سطح حلقهی O نباید حاوی پودر تالک، الیاف، برادههای فلزی، مایع برش، روغنکاری معمولی یا روغن حملونقل باشد. مشتریان نیمههادی و نوری معمولاً پاکسازی در محیط تمیز (کلینروم)، بستهبندی دوبل در کیسههای پاک، برچسبگذاری دستهای و تعیین مهلت بازکردن بسته را درخواست میکنند.
کاربرد گریس خلأ پر کردن ناهمواریهای ریز سطح فلزی، کاهش نشت از کانالهای ریز و کمک به نصب است. آزمایشهای پارکر نشان میدهد که گریس خلأ با کیفیت بالا میتواند نفوذپذیری حلقههای O شکل فشردهشده را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد؛ اما در صورت فشار بیشازحد، مزایای ناشی از استفاده از گریس متغیر میشود. پفایفر نیز اشاره میکند که مقدار کمی گریس روانکننده میتواند پرکردن نقصهای ریز سطحی را بهبود بخشد و نشت را کاهش دهد، اما گریس اضافی ممکن است آلودگی ایجاد کند، فضای لازم برای انبساط حرارتی را اشغال نماید و حتی ممکن است وارد سمت خلأ شده و رسوب ایجاد کند یا دوباره گازدهی (re-outgassing) انجام دهد.
استراتژی انتخاب:
سناریو |
استراتژی استفاده از گریس خلأ |
خلأ تقریبی، خلأ پایین، تجهیزاتی که نیازمند تعمیر و نگهداری مکرر هستند |
میتوان از مقدار کمی گریس خلأ مناسب استفاده کرد |
ابزارهای معمولی خلأ بالا |
میتوان از مقدار بسیار کمی استفاده کرد، اما باید خطر گازدهی (outgassing)، دما و آلودگی تأیید شود |
صنایع نیمههادی، نوری، پزشکی و محیطهای پاک |
سعی شود از آن استفاده نشود؛ در صورت ضرورت، نیازمند تأیید مشتری و اعتبارسنجی گازدهی (outgassing) است |
سیستمهای عملیات حرارتی با دمای بالا |
استفاده با احتیاط، بیشتر روغنکارهای روانکننده در دمای بالا سوزانده میشوند یا لایه نازکی را جابهجا میکنند |
فرآیند قوی اکسیداسیون/خوردگی |
در نظر گرفتن بیاحساسی کلاس PFPE، اما همچنان نیازمند تأیید فرآیند است |
نتیجهگیری پفایفر بسیار مستقیم است: اینکه آیا از روغنکار استفاده شود یا خیر، به این بستگی دارد که سیستم چقدر تمیز باید باشد؛ در محیطهای با تمیزی بالا، روانکاری ممکن است اصلاً پذیرفتهنشده باشد؛ اگر استفاده شود، لایه پوششی باید بسیار نازک باشد و تقریباً غیرقابللمس باشد. دادههای آپیزون نشان میدهد که روغنکارهای خلأ انواع مختلفی دارند، از جمله هیدروکربنی، بدون سیلیکون، برای خلأ بالا، خلأ فوقالعاده بالا و PFPE، که برای محیطهای مختلف با دمای بالا و اکسیداسیون/خوردگی شدید مناسباند، اما نیازمند تأیید فرآیندی هستند.
از روغنکار زرد معمولی، روغنکار معمولی یا روغنکار مکانیکی بهجای روغنکار خلأ استفاده نکنید؛ حتی اگر روی آن عبارت «روغنکار خلأ بالا» درج شده باشد، لزوماً برای فرآیندهای حساس به آلودگی نیمههادی یا نوری مناسب نیست.
منطقهای رایج اشتباه در آزمایش نشت هلیوم در خلأ با استفاده از واشرهای O-شکل: مشاهدهٔ سیگنال هلیوم و فرضِ آن بهعنوان نشانهٔ آسیب دیدگی واشر. در واقعیت، علت ممکن است خراش روی سطح درزبندی، وجود ذرات آلاینده، تخلیهٔ ساختار شیار، نفوذپذیری مادهٔ واشر، گازدهی یا آلودگی ناشی از روغن روانکننده باشد.
فرآیند پیشنهادی:
ابتدا تمیزکاری و تأیید مونتاژ را انجام دهید. سطح شیار، صفحهٔ فلنج، سطح واشر O-شکل، یکنواختی بار پیشتنیدگی پیچها، عمق شیار و نرخ فشردگی را بررسی کنید.
سپس آزمایش افزایش فشار را انجام دهید. مشاهده کنید که منحنی فشار بهصورت خطی افزایش مییابد یا بهتدریج کند میشود؛ اگر روند افزایش فشار نزدیکتر به یک خط راست باشد، احتمال نشت بیشتر است، و اگر روند بهتدریج به سمت ثبات میل کند، احتمال گازدهی ماده بیشتر است.
در نهایت، آشکارسازی نشت با استفاده از طیفسنج جرمی هلیوم انجام میشود. در خلأ بالا و خلأ فوقالعاده بالا معمولاً از روش پاشش بیرونی هلیوم استفاده میشود و پاسخ خلأ مشاهده میگردد. لایبلود اشاره میکند که تشخیص هلیوم میتواند محل دقیق نشتهای جزئی را شناسایی کرده و میزان آنها را بهصورت کمی اندازهگیری کند؛ و برای نشتهای کمتر از ۱۰⁻⁶ میلیبار·لیتر بر ثانیه معمولاً باید از دستگاههای تشخیص نشت هلیوم استفاده کرد.
ثبتهای نرخ نشت دریافتی باید بهوضوح روش آزمون را ذکر کنند: روش پاشش، روش جذب، روش پوششی، اختلاف فشار آزمون، غلظت هلیوم، زمان پاسخ، روش کسر پیشزمینه و زمان حفظ فشار و آستانه تفسیر. در غیر این صورت عبارت «آزمون تشخیص هلیوم موفقیتآمیز بوده» هیچ معنای مهندسی ندارد.
اولویت با فلزیهایی با خروج گاز کم از نوع FKM 75A یا FKM درجه خلأ است؛ شیار روی سطح تماس، فشردگی تقریبی ۲۰ تا ۳۰ درصد، سطح با زبری ۱۶ تا ۳۲ RMS؛ تصمیمگیری درباره نیاز به پختن در خلأ و آشکارسازی هلیوم بر اساس حداقل فشار مورد نیاز مشتری انجام میشود؛ فراوانی نگهداری باید بسیار دقیق و سختگیرانه باشد؛ در صورت وجود سایش جزئی روی سطح، میتوان لایهای بسیار نازک از گریس خلأ اعمال کرد.
تمرکز بر کنترل خروج گاز، مواد فرار و پسزمینهٔ آشکارسازی هلیوم است؛ اولویت انتخاب موادی با خروج گاز کم از نوع FKM یا FFKM داده میشود؛ استفاده از گریس روانکننده به حداقل میرسد یا اصلاً انجام نمیشود؛ بستهبندی باید کاملاً تمیز باشد؛ ردیابی دستهها الزامی است و دادههای پیشتأیید لازم نیز باید ارائه شوند؛ در حفرههای تحلیلی حساس، کیفیت ذاتی ماده (پسزمینهٔ خود ماده) اهمیت اصلی دارد، نه صرفاً نرخ نشت.
انتخاب اولویتدار مواد FFKM، مواد FKM مقاوم در برابر یونهای خورنده، با میزان یون فلزی پایین، ذرات معلق کم و تخلیه گاز کم. باید نوع گاز فرآیند، نوع پلاسما، چرخه دمایی، مایع شستشو، و موقعیت حفره بهطور دقیق مشخص شود. در اکثر موارد استفاده دلخواه از روغنهای خلأ توصیه نمیشود. ردیابی انبوهی ضروری است، بستهبندی باید تمیز باشد، گواهی تحلیل مواد (COA) لازم است و زمان کافی برای ارائه دادههای TML/CVCM، تحلیل یونی، ذرات معلق و تأیید فرآیند نیز مورد نیاز است.
اگر روش معمولی PVD یا تبخیر یا درزبندی دریچه خلأ مورد استفاده قرار گیرد، مواد FKM مناسب هستند؛ اما اگر دمای بالا، گازهای فعال یا خطر آلودگی لایه پوشش وجود داشته باشد، باید به مواد FFKM یا فرمولاسیونهای اختصاصی با آلودگی بسیار کم ارتقا یافت. برای درزبندی دریچه نیز میتوان از سیستم دو حلقه O-ring همراه با شیار تخلیه میانی استفاده کرد، نه اینکه صرفاً یک حلقه O-ring اضافه شود.
اگر سطح نوری حساس، خلأ فوقالعاده بالا، پخت بلندمدت یا نیازهای بسیار سختگیرانه به تمیزی وجود داشته باشد، حلقههای O شکل لاستیکی ممکن است مناسب نباشند و باید اولویت بررسی مواد الاستومری باشد؛ که نیازمند دادههای کمترین آزادسازی گاز، پخت در خلأ، بستهبندی تمیز، حذف استفادههای غیرضروری و آزمون کامل آزادسازی گاز از سیستم است.
هنگام ارسال صفحات انتخاب به مشتریان یا تأمینکنندگان، حداقل این زمینهها را باید شامل شود:
زمینه |
آنچه مشتری باید فراهم کند |
درجه خلأ کاری |
فشار کاری، فشار حدی و زمان مورد نیاز برای خلأکردن |
نرخ نشت مجاز |
میلیبار·لیتر بر ثانیه یا پاسکال·مترمکعب بر ثانیه، نرخ نشت در یک نقطه یا نرخ نشت کلی |
روش تشخیص |
پاشش هلیوم از بیرون، جذب، روش ادغام و آزمون افزایش فشار |
رسانههای مورد استفاده |
هوا، نیتروژن، بخار آب، اکسیژن، گازهای خورنده، گاز فرآیند |
دمای |
دمای کار، دمای پخت، محدودهٔ چرخهٔ دما |
پاکیزگی |
پاکسازی معمولی، پاکسازی بدون روغن، بستهبندی پاکسازی نیمههادی |
آیا استفاده از روانکننده یا گریس مجاز است؟ |
ممنوع، گریس خلأ ویژه، PFPE، بدون سیلیکون، پوشش کمفرار |
ساختار شیار |
شیار سطح انتهایی، شیار شعاعی، شیار جفتشونده، حلقهٔ O دوتایی، شیار پمپ هدایتکننده |
خشونت سطح |
Ra/RMS، جهت بافت ماشینکاری، آیا نیاز به تأیید مجدد دارد؟ |
گواهینامه مواد |
سختی، دستهبندی، واکوئومپس vulcanization، TML/CVCM، COA |
عمر خدمات |
درزبند یکبارمصرف، باز و بستهشدن مکرر، فشردهسازی بلندمدت، دورهٔ نگهداری |
میتواند به سرعت از طریق مسیر تصمیمگیری زیر ارزیابی کند:
خلاصه در یک جمله: انتخاب واشرهای درزبند خلأ بر این نیست که «کدام لاستیک دوام بیشتری دارد»، بلکه بر این است که آیا نرخ کلی نشت، انتشار گاز، نفوذپذیری، آلودگی و سطح نصب میتوانند تحت درجهٔ مطلوب خلأ کنترل شوند.