خیابان موفو ای، شماره 33-99، منطقه گولو، نانجینگ، چین [email protected] | [email protected]

با ما در ارتباط باشید

کتابخانه

صفحه اصلی /  کتابخانه

فصل ۵: کنترل سمت ورودی پمپ

Jun.08.2026

موقعیت نصب پمپ

در سیستم‌های هیدرولیک صنعتی، معمولاً پمپ روی بالای مخزنی که مایع سیستم را نگه می‌دارد نصب می‌شود. خط مکش (که به آن خط ورودی نیز گفته می‌شود) ورودی پمپ را به روغن موجود در مخزن متصل می‌کند.

جریان مایع از مخزن به سمت پمپ را می‌توان به‌عنوان یک سیستم هیدرولیک جداگانه در نظر گرفت. در این زیرسیستم، فشار زیر جو که توسط پمپ ایجاد می‌شود، مقاومت در برابر جریان را فراهم می‌کند و انرژی لازم برای حرکت مایع از فشار جو تأمین می‌شود. جو، با عمل کردن بر سطح روغن در مخزن، مانند یک انباشته‌کننده (آکومولاتور) رفتار می‌کند.

شکل ۵-۱: نصب استاندارد پمپ — پمپ روی بالا و خط مکش زیر سطح روغن. فشار جو که بر سطح روغن اثر می‌کند، عامل هل دادن روغن به سمت بالا و ورود آن به پمپ است.

اندازه‌گیری فشار جو

ما معمولاً هوا را بی‌وزن تصور می‌کنیم، اما لایه‌ای از هوا که زمین را احاطه کرده است، در واقع فشار دارد. توریچلی، مخترع بارومتر، نشان داد که فشار جو را می‌توان با استفاده از ستون جیوه اندازه‌گیری کرد. او با وارونه کردن یک لوله پر از جیوه درون یک ظرف حاوی جیوه، دریافت که در سطح دریا ارتفاع ستون جیوه‌ای که فشار جو می‌تواند تحمل کند، معادل ۲۹٫۹۲ اینچ (۷۶۰ میلی‌متر) است. بنابراین در شرایط استاندارد، فشار جو در سطح دریا برابر با (یا معادل) ستون جیوه‌ای به ارتفاع ۲۹٫۹۲ اینچ (۷۶۰ میلی‌متر) است. البته در هر مکانی که بالاتر از سطح دریا قرار داشته باشد، فشار جو کمتر خواهد بود.

فشار هیدرولیک معمولاً بر حسب psi یا bar بیان می‌شود، اما فشار جو معمولاً بر حسب in.Hg (اینچ جیوه) یا mmHg اندازه‌گیری می‌شود. در دمای ۶۸°F (۲۰°C) و رطوبت نسبی ۳۶٪، فشار جو سطح دریا برابر با ۲۹٫۹۲ in.Hg یا ۷۶۰ mmHg است که معادل ۱۴٫۷ psia یا ۱٫۰۱ bar می‌باشد. مهم است که واحد bar برای تعریف فشار جو استفاده نمی‌شود؛ بلکه فشار استاندارد جو برابر با ۱۰۱٬۰۰۰ N/m² است.

در تبدیل بین in.Hg و psi، توجه داشته باشید که ۱ psia = ۲٫۰۴ in.Hg و ۱ bar ≈ ۷۵۲ mmHg است. بنابراین تقریباً: ۱ psia ≈ ۲ in.Hg یا ۱ bar ≈ ۷۵۰ mmHg.

فشار مطلق و فشار نسبی

هر دو فشار مطلق و فشار نسبی می‌توانند برای اندازه‌گیری فشار در یک سیستم هیدرولیک استفاده شوند.

فشار مطلق

فشار مطلق از نقطه صفر فشار — یعنی نقطه‌ای که فشاری وجود ندارد — اندازه‌گیری می‌شود. واحد آن می‌تواند psi (bar) یا in.Hg (mmHg) باشد. فشار مطلق با افزودن پسوند «a» مشخص می‌شود: psia (psi مطلق)، bara.

فشار گیج

فشار گیج از نقطه مرجع فشار جو اندازه‌گیری می‌شود. واحد آن psi (بار) است. فشار مطلق برابر با فشار گیج به علاوه فشار جوی استاندارد است. مثال: اگر سیستمی مقدار ۱۰۰ psig (۶٫۹ بار گیج) را نشان دهد و فشار جوی استاندارد ۱۴٫۷ psia (۱ بار) باشد، فشار مطلق برابر با ۱۱۴٫۷ psia (۷٫۹ بار مطلق) خواهد بود. برای تمایز بین این دو، فشار گیج با علامت «psig» و فشار مطلق با علامت «psia» نوشته می‌شود.

شرایط سمت ورودی پمپ

هنگامی که پمپ در حال کار نیست، سمت ورودی سیستم در حالت تعادل قرار دارد — یعنی اختلاف فشار بین پمپ و جو صفر است و جریانی وجود ندارد. برای اینکه پمپ بتواند روغن را به مجموعه چرخان خود تأمین کند، هنگام کار کردن پمپ فشاری کمتر از فشار جو ایجاد می‌کند — بنابراین سیستم از حالت تعادل خارج می‌شود — و جریان آغاز می‌گردد.

دو نقش فشار جو

فشاری که فشار جو بر سیال وارد می‌کند، دو هدف دارد:

  1. تأمین سیال برای ورودی پمپ.
  2. شتاب‌دهی مایع به سمت مجموعه چرخان با سرعت بالا — سرعت‌های استاندارد عبارتند از ۱۲۰۰ دور در دقیقه و ۱۸۰۰ دور در دقیقه.

بیشتر فشار جو برای شتاب‌دهی مایع به سمت پمپ استفاده می‌شود، اما اولین کار باید ابتدا انجام شود: تأمین مایع به ورودی پمپ. اگر در این مرحله مقدار زیادی از فشار جو مصرف شود، فشار کافی برای شتاب‌دهی مایع به سمت مجموعه چرخان باقی نمی‌ماند. این امر باعث می‌شود پمپ دچار کمبود مایع شده و پدیده‌ای به نام «حباب‌زدگی» رخ دهد.

جعبه‌بندی

حباب‌زدگی، تشکیل و فروپاشی حفره‌های بخار در مایع است. این پدیده به دو روش به پمپ آسیب می‌رساند:

  1. تأمین روان‌کاری را مختل می‌کند.
  2. سطح فلزی را تخریب می‌کند.

در سمت ورودی پمپ، حفره‌های بخار در سراسر سیال ایجاد می‌شوند. این امر باعث کاهش اثربخشی روان‌کاری و تسریع سایش می‌گردد. هنگامی که این حفره‌ها به ناحیه فشار بالا در خروجی پمپ می‌رسند، دیواره‌های حفره فشرده شده و به‌صورت ناگهانی و خشکنده فرو می‌ریزند و انرژی عظیمی آزاد می‌کنند که سطوح فلزی را «بریده» یا «خرد می‌کند» — دقیقاً مانند یک مجسمه‌ساز که از چکش و تراش برای شکستن سنگ استفاده می‌کند. اگر اجازه داده شود که کاویتاسیون ادامه یابد، عمر پمپ کوتاه‌تر شده و ذرات ناشی از کاویتاسیون می‌توانند در سایر قسمت‌های سیستم جابه‌جا شده و سایر اجزا را آسیب دهند.

شکل ۵-۵: آسیب ناشی از کاویتاسیون در سوراخ بدنه پمپ. الگوی خوردگی میکروسکوپی ناشی از فروپاشی مکرر حفره‌های بخار در سطح فلزی است.

علائم کاویتاسیون

مشخص‌ترین نشانه‌ی کاویتیشن، صدا است — زمانی که حفره‌ها فرو می‌ریزند، ارتعاشاتی با دامنه‌ی بالا تولید می‌کنند که در سراسر سیستم منتشر می‌شود و پمپ هیدرولیک صدایی تیز و نافذ تولید می‌کند. هنگام وقوع کاویتیشن، از آنجا که اتاقک‌های پمپ به‌طور کامل با سیال پر نشده‌اند، دبی جریان کاهش یافته و فشار سیستم ناپایدار می‌شود.

نحوه‌ی تشکیل کاویتیشن

کاویتیشن در مایعات به دلیل جوشیدن مایع ایجاد می‌شود — اما این جوشیدن ناشی از گرما نیست؛ بلکه ناشی از این است که مایع به فشار مطلق کافی‌ای پایین می‌رسد.

فشار بخار یک مایع

همه‌ی مولکول‌های موجود در یک مایع دائماً در حال حرکت هستند، اما سرعت تمام آن‌ها یکسان نیست. مولکول‌های سریع‌تر در نزدیکی سطح مایع تلاش می‌کنند تا علیرغم نیروی جاذبه‌ی مولکول‌های اطراف، وارد فضای بالای سطح شوند. نیرویی که مولکول‌های سریع‌حرکت باید بر آن غلبه کنند تا به فضای جو وارد شوند، فشار بخار مایع نامیده می‌شود.

اگر ظرف مایع دربسته باشد، مولکول‌های سریع‌حرکت مایع وارد فضای بالای مایع می‌شوند. وقتی این فضا به اشباع بخار برسد، مولکول‌ها با یکدیگر برخورد کرده و به مایع بازمی‌گردند. خروج مولکول‌ها از مایع را تبخیر و بازگشت مولکول‌ها به مایع را مایع‌شدن می‌نامند. هنگامی که نرخ تبخیر و نرخ مایع‌شدن برابر شوند، تعادل برقرار می‌شود و فشار تولیدشده توسط بخار، فشار بخار آن مایع نام دارد. فشار بخار معمولاً برحسب واحدهای فشار مطلق، مانند اینچ جیوه (in.Hg)، بیان می‌شود.

تأثیر دما بر فشار بخار

فشار بخار تحت تأثیر دما قرار دارد. با افزایش دما، مولکول‌های مایع انرژی بیشتری کسب کرده و سریع‌تر حرکت می‌کنند؛ در نتیجه فشار بخار افزایش می‌یابد. هنگامی که فشار بخار برابر با فشار جو شود، مولکول‌های مایع می‌توانند آزادانه وارد جو شوند — این پدیده را جوشیدن می‌نامند. آب در سطح دریا در دمای ۲۱۲ درجه فارنهایت (۱۰۰ درجه سانتی‌گراد) می‌جوشد، زیرا در این دما فشار بخار آب برابر با فشار جو است.

تأثیر فشار بر نقطه جوش

مایعی نیز می‌تواند با کاهش فشار وارد بر آن به جوش آید. هنگامی که فشار کاهش‌یافته برابر با فشار بخار مایع شود، مولکول‌های مایع می‌توانند آزادانه وارد فضای بالای سطح مایع شوند. آب در دمای ۱۰۰ درجه فارنهایت (۳۷٫۲ درجه سلسیوس) دارای فشار بخار ۲ اینچ جیوه (۰٫۰۶۸ بار) است. اگر ظرفی حاوی آب در دمای ۱۰۰ درجه فارنهایت به یک پمپ خلأ متصل شده و فشار مطلق داخلی به ۲ اینچ جیوه (۰٫۰۶۸ بار) برسد، آب به جوش می‌آید. پمپ‌هایی که مایع را جابه‌جا می‌کنند معمولاً این نوع جوشیدن را تجربه می‌کنند.

هواي حل‌شده در مایع

روغن هیدرولیک در سطح دریا حدود ۱۰٪ هوا را به‌صورت حل‌شده در خود دارد. این هوا به‌صورت حل‌شده در مایع وجود دارد — نامرئی است و حجم قابل‌توجهی به مایع اضافه نمی‌کند. توانایی روغن هیدرولیک یا هر مایع دیگری برای حل کردن هوا با کاهش فشار واردبر مایع کاهش می‌یابد. به‌عنوان مثال، اگر فنجانی از روغن هیدرولیک تحت فشار جو در خلأ قرار گیرد، هواي حل‌شده به حباب‌های گاز تبدیل شده و از محلول خارج می‌شود. در پدیده کاویتیشن، هواي حل‌شده از روغن خارج شده و باعث آسیب به پمپ هیدرولیک می‌گردد.

هوا یا گازهای به دام افتاده

هواي درگیر، هوايی است که در مایع به‌صورت حل‌نشده — یعنی به‌صورت حباب‌ها — وجود دارد. اگر پمپی گاهی اوقات روغن حاوی هواي درگیر را مکش کند، حباب‌های هوا اثراتی مشابه کاویتیشن بر پمپ ایجاد می‌کنند. با این حال، ازآنجاکه این پدیده با فشار بخار مایع ارتباطی ندارد، آن را «کاویتیشن شبه‌واقعی» می‌نامیم.

اگر نشتی‌ای در خط مکش یا در سیل پمپ وجود داشته باشد، تقریباً همیشه هوا در سیستم به‌صورت متراکم (معلق) حضور دارد. از آنجا که فشار در سمت ورودی پمپ اغلب کمتر از فشار جو است، هر شکاف یا بازشده‌ای در این ناحیه باعث می‌شود هوای محیط به داخل روغن و سپس به داخل پمپ کشیده شود. همچنین تمام حباب‌های هوايی که نتوانند در مخزن آزاد شوند، نیز وارد پمپ می‌شوند.

الزامات فنی سمت ورودی

کاویتیشن به‌طور شدیدی به پمپ و سیستم آسیب می‌زند. به همین دلیل، سازندگان پمپ‌ها حد‌های تعیین‌شده‌ای را برای سمت ورودی محصولات خود مشخص می‌کنند. سازندگان پمپ‌های هیدرولیک صنعتی جابجایی مثبت عموماً مشخص می‌کنند که فشار در سمت ورودی پمپ باید کمتر از فشار جو باشد تا مایع بتواند به مجموعه چرخان پمپ تزریق شود. با این حال، این مشخصه فشار معمولاً بر حسب واحد فشار مطلق ارائه نمی‌شود، بلکه بر حسب واحد خلاء بیان می‌گردد.

مقیاس فشار خلاء (خلاء)

خالی‌شدن (واکیوم) هر فشاری است که از فشار جو پایین‌تر باشد. مفهوم واکیوم مفهومی گمراه‌کننده است، زیرا نقطه شروع آن همان فشار نسبی (فشار جو) است، اما مقادیر آن به‌صورت نزولی بر حسب واحد اینچ جیوه (mmHg) اندازه‌گیری می‌شوند.

۰ اینچ (۰ میلی‌متر) واکیوم = فشار جو یا فشار نسبی صفر. ۲۹٫۹۲ اینچ جیوه (۷۶۰ میلی‌متر جیوه) واکیوم = واکیوم کامل یا فشار مطلق صفر.

تعیین واکیوم

همان‌طور که در نمودار نشان داده شده است، یک ظرف جیوه که از طریق یک لوله شیشه‌ای به ظرفی در فشار جو متصل شده است: از آنجا که فشار داخل ظرف برابر با فشار جو وارد‌شده بر روی سطح جیوه است، ستون جیوه در لوله شیشه‌ای بالا نمی‌آید. ارتفاع صفر ستون جیوه نشان‌دهنده این است که ظرف در وضعیت واکیوم قرار ندارد.

اگر ظرف تخلیه شود تا فشار داخلی به میزان ۱۰ اینچ جیوه (۲۵۴ میلی‌متر جیوه) کاهش یابد، فشار جو وارد بر سطح شیار می‌تواند ستونی به ارتفاع ۱۰ اینچ (۲۵۴ میلی‌متر) جیوه را نگه دارد — خلأ اندازه‌گیری‌شده برابر با ۱۰ اینچ جیوه (۲۵۴ میلی‌متر جیوه) است. اگر ظرف تا خلأ کامل (فشار مطلق صفر) تخلیه شود، فشار جو می‌تواند ستونی به ارتفاع ۲۹٫۹۲ اینچ (۷۶۰ میلی‌متر) جیوه را نگه دارد — خلأ اندازه‌گیری‌شده برابر با ۲۹٫۹۲ اینچ جیوه (۷۶۰ میلی‌متر جیوه) است.

خلأ صفر اینچ (صفر میلی‌متر) جیوه = فشار جو = فشار گیج صفر. خلأ ۲۹٫۹۲ اینچ جیوه (۷۶۰ میلی‌متر) = خلأ کامل = فشار مطلق صفر.

شکل ۵-۹: اندازه‌گیری خلأ با مانومتر جیوه. سه حالت از بالا به پایین: فشار جو (خلأ صفر)، خلأ جزئی (۱۰ اینچ جیوه) و خلأ کامل (۲۹٫۹۲ اینچ جیوه = ۰ psia).

سنجنده خلاء

یک مانومتر خلاء از ۰ تا ۳۰ اینچ جیوه (۰–۷۶۰ میلی‌متر جیوه) کالیبره شده است و هر تقسیم‌بندی معادل ۱ اینچ جیوه است. در سطح دریا، برای تبدیل نشان‌دهندهٔ خلاء به فشار مطلق، کافی است مقدار خلاء اندازه‌گیری‌شده (بر حسب اینچ جیوه) را از ۳۰ اینچ جیوه (۷۶۰ میلی‌متر جیوه) کم کنید. به‌عنوان مثال، نشان‌دهندهٔ خلاء ۷ اینچ جیوه (۱۷۷ میلی‌متر جیوه) معادل فشار مطلق ۲۳ اینچ جیوه (۵۸۳ میلی‌متر جیوه) است.

استفاده از خلأ برای بیان نیازمندی‌های فنی ورودی پمپ

سازندگان پمپ از واحدهای خلاء برای بیان نیازمندی‌های ورودی استفاده می‌کنند، زیرا این واحدها به سطح دریا مرتبط هستند؛ بنابراین هنگامی که پمپ در ارتفاعات بالاتر از سطح دریا مورد استفاده قرار می‌گیرد، باید فشار جو پایین‌تر در آن ارتفاع در نظر گرفته شود.

مثال: اگر سازنده حداکثر خلأ ورودی را برابر با ۷ اینچ جیوه (۱۷۷ میلی‌متر جیوه) تعیین کند، این بدان معناست که سازنده حداقل فشار مطلق (یا فشار جو) ۲۳ اینچ جیوه (۵۸۳ میلی‌متر جیوه) را در ورودی پمپ مورد نیاز می‌داند تا مایع را به سمت مجموعه چرخان پمپ شتاب دهد. اگر فشار مطلق در ورودی پمپ کمتر از ۲۳ اینچ جیوه (۵۸۳ میلی‌متر جیوه) شود، ممکن است پمپ آسیب ببیند؛ هرچند این امر بستگی به عامل طراحی‌ای دارد که سازنده برای رتبه‌بندی خلأ در نظر گرفته است. تمام مشخصات منتشرشده ورودی پمپ بر این فرض است که پمپ با سرعت اسمی و با روغن نفتی کار می‌کند. اگر پمپ با سرعت متفاوتی کار کند یا از مایع دیگری استفاده شود، باید این مشخصات اصلاح گردند.

تأثیر مایعات مختلف بر حداکثر خلأ مجاز

حداکثر خلأ مجاز پمپ به این بستگی دارد که چه سیالی در حال پمپاژ است. نیازمندی‌های فنی طرف ورودی بر اساس وزن مخصوص و فشار بخار نفت محاسبه می‌شوند. اگر از سیال‌های هیدرولیک مقاوم در برابر آتش استفاده شود، تغییرات در وزن مخصوص و فشار بخار بر حداکثر خلأ مجاز ورودی تأثیر خواهند گذاشت.

تأثیر وزن مخصوص بر حداکثر خلأ مجاز

وزن مخصوص نسبت وزن یک مایع به وزن مایع دیگر است. دقیق‌تر بیان شود، این نسبت وزن حجم معینی از یک مایع به وزن همان حجم از آب است. در دمای ۶۰°F (۱۵٫۶°C)، ۱ فوت مکعب آب وزنی معادل ۶۲٫۴ پوند (۲۸٫۳ کیلوگرم) دارد. با تقسیم وزن نفت بر وزن آب، مشخص می‌شود که وزن نفت ۹۰ درصد وزن آب است؛ یعنی نسبت وزنی آب به نفت نفتی برابر با ۱ (آب) به ۰٫۹۰ (نفت نفتی) است — بنابراین وزن مخصوص (SG) نفت نفتی برابر با ۰٫۹۰ است.

نیازمندی‌های ورودی پمپ برای نفت خام با چگالی نسبی ۰٫۸۷ تا ۰٫۹۰ محاسبه می‌شوند. در مورد مایعات ضدآتش فسفات استر، چگالی نسبی حدود ۳۰ درصد افزایش یافته و به مقدار تقریبی ۱٫۱۵ می‌رسد. چگالی نسبی مایعات هیدرولیکی مبتنی بر آب از ۰٫۹۳ (امولسیون HFB) تا ۱٫۰۸ (گلیکول-آب) متغیر است. برای شتاب‌دهی به این مایعات سنگین‌تر و ورود آن‌ها به پمپ، فشار بالاتری در ورودی پمپ لازم است. بنابراین، حداکثر خلأ مجاز باید کمی کاهش یابد.

تأثیر فشار بخار بر حداکثر خلأ مجاز

نفت خام و مایعات ضدآتش فسفات استر در دماهای عادی کارکرد هیدرولیکی دارای فشار بخار بسیار پایینی هستند، اما مایعات هیدرولیکی مبتنی بر آب متفاوت‌اند. این مایعات حاوی درصد بالایی آب هستند. فشار بخار هم امولسیون HFB و هم گلیکول-آب می‌تواند به چند اینچ جیوه برسد، در حالی که فشار بخار نفت خام و مایعات سنتتیک تنها کسری از یک اینچ جیوه است. بنابراین، مایعات هیدرولیکی مبتنی بر آب مستعد تبخیر و کاویتاسیون بیشتری هستند.

برای جلوگیری از وقوع حفره‌زدایی در سیالات مبتنی بر آب، سازندگان پمپ‌ها فشار کافی را در ورودی پمپ الزامی می‌دانند تا سیال کاری را به سمت داخل پمپ شتاب دهد. این الزام را می‌توان با کاهش بیشترین خلأ مجاز برآورده کرد.

شکل ۵-۱۳: مقایسه فشار بخار. سیالات مبتنی بر آب در دمای یکسان فشار بخار بسیار بالاتری نسبت به روغن معدنی دارند؛ بنابراین در صورت بالا بودن خلأ ورودی، احتمال وقوع حفره‌زدایی در آن‌ها بیشتر است.

تشخیص کاویتاسیون پمپ

پرسنل نگهداری احتمالاً زودترین نشانه‌های حفره‌زدایی در پمپ یا ورود هوا به آن را کشف می‌کنند، زیرا آشنایی آن‌ها با ماشین امکان تشخیص اولین علائم خرابی را فراهم می‌کند.

مشخص‌ترین نشانه‌ی کاویتیشن پمپ هیدرولیک یا جذب هوا، صدای تیز است؛ اما تفاوت‌های ظریفی وجود دارد: پمپی که دچار کاویتیشن شده، صدای تیز و پایداری تولید می‌کند — این صدا ممکن است ناشی از فروپاشی حباب‌هایی با اندازه‌ی مشابه باشد. در مقابل، وقتی پمپ هوا می‌کشد، صدای آن به‌طور قابل‌توجهی متغیر است: اگر مقدار کمی هوا وارد شود، صدا شبیه به صدای کلیک یا خرابی یاتاقان خواهد بود؛ و اگر مقدار زیادی هوا وارد شود، صدایی عجیب شبیه به کوبیدن یا ترکیدن تولید می‌شود.

روشی مطمئن‌تر برای تشخیص کاویتیشن از جذب هوا، استفاده از مانومتر خلاء برای تعیین فشار مطلق در ورودی پمپ است. مقدار خوانده‌شده توسط مانومتر خلاء را از فشار جو کم کنید؛ اگر مقدار فشار مطلق حاصل ناکافی باشد، احتمال وقوع کاویتیشن وجود دارد.

برای سیستم‌های هیدرولیک جدید: اگر پمپ دچار کاویتاسیون شود، ممکن است به دلیل طراحی نامناسب خط مکش یا ویسکوزیته بیش از حد بالای روغن باشد. استفاده از روغن با ویسکوزیته مناسب یا افزایش قطر خط مکش برای کاهش افت فشار در خط، به بهبود پدیده کاویتاسیون کمک می‌کند. برای یک سیستم موجود که به‌درستی طراحی شده است: اگر پمپ دچار کاویتاسیون شود، ممکن است ناشی از انسداد خط مکش توسط ذرات آلاینده، کاغذ یا حیوانات کوچک باشد — یا فیلتر ورودی آن به‌قدری کثیف شده باشد که بدون شنت (بای‌پس) عمل نکند، یا شنت به‌اندازه کافی باز نشده باشد.

پرکردن اولیه پمپ

در پمپ‌های هیدرولیک، «پرکردن اولیه» به معنای پر کردن مکانیزم پمپ با سیال است. یک پمپ بدون پرکردن اولیه حاوی هوا یا «قفل هوایی» است. پیش از آغاز عملکرد پمپ، این هوا باید از خط مکش و حفره پمپ خارج شود. اگر این مرحله نادیده گرفته شود، راه‌اندازی پمپ هیدرولیک بدون پرکردن اولیه ممکن است در عرض چند دقیقه به دلیل عدم روان‌کاری مناسب، باعث آسیب دائمی به پمپ شود.

پمپی که خروجی آن به‌طور مستقیم از طریق شیر جهت‌دار به مخزن متصل شده است، معمولاً می‌تواند در زمان راه‌اندازی به‌راحتی گاز باقی‌مانده را به داخل مخزن تخلیه کند. اگر پمپ مجبور باشد هوای داخلی را از طریق شیر اطمینان تخلیه کند، این عمل ممکن است امکان‌پذیر نباشد — زیرا پمپ هیدرولیک صنعتی معمولی توان بسیار پایینی در تراکم هوا دارد.

برای تخلیه هوای باقی‌مانده از یک پمپ غیرآب‌بندی‌شده، اتصال لوله در خروجی پمپ را شل کنید، سپس پمپ را به‌آرامی بچرخانید تا روغن از این اتصال خارج شود که نشان‌دهندهٔ آب‌بندی شدن پمپ است؛ سپس اتصال را محکم کنید. هوای باقی‌مانده را نیز می‌توان با آزاد کردن شیر اطمینان تخلیه کرد.

پمپ‌های هیدرولیک معمولاً تنها هنگام راه‌اندازی یک سیستم جدید یا پس از انجام تعمیرات در سمت مکش یک سیستم موجود، نیازمند آب‌بندی (پرکردن) هستند.

اصطلاحات و تعاریف کلیدی — سمت ورودی پمپ

اصطلاحات و فرمول‌های زیر هنگام کار با شرایط ورودی پمپ استفاده می‌شوند:

مکش غوطه‌ور

شرایطی که ورودی پمپ در سطح پایین‌تری نسبت به سطح مایع در مخزن قرار دارد. در جذب غوطه‌ور (فلاودد ساکشن)، فشار ستون مایع (نیروی گرانش) انرژی اضافی‌ای را برای هل دادن مایع به داخل پمپ فراهم می‌کند.

فشار سر

فشار موجود در پایین ستون مایع. هنگامی که ورودی پمپ در سطح پایین‌تری نسبت به سطح مایع قرار دارد، فشار ستون مایع منبع انرژی اضافی‌ای برای پمپ فراهم می‌کند. فرمول‌های محاسبه فشار ستون مایع:

فشار ستون مایع (بر حسب اینچ جیوه) = ارتفاع (بر حسب اینچ) × ۰٫۰۳۶ × گرانش ویژه ÷ ۰٫۴۹۱

فشار ستون مایع (بر حسب میلی‌متر جیوه) = ارتفاع (بر حسب میلی‌متر) × ۰٫۰۲۸۸ × گرانش ویژه

فشار بالابر

ارتفاع معادل ستون مایع بیان‌شده با واحد طول، زیر یک نقطه مرجع مشخص. فرمول محاسبه فشار بالابر (بر حسب اینچ جیوه):

فشار بالابر (بر حسب اینچ جیوه) = ارتفاع (بر حسب اینچ) × ۰٫۰۳۶ × گرانش ویژه ÷ ۰٫۴۹۱

فشار بالابر (بر حسب میلی‌متر جیوه) = ارتفاع (بر حسب میلی‌متر) × ۰٫۰۲۸۸ × گرانش ویژه

پمپاژ

عملی که یک پمپ هیدرولیکی برای ایجاد تفاوت فشار بین خود و جو انجام می‌دهد.

فشار ورودی

فشار مطلق مایع در ورودی پمپ.